مستانه سلامي ، گذري كردم و رفتم
نا گفته كلامي ، نظري كردم و رفتم
صد حرف به دل بود ولي هيچ نگفتم
در پرده اسرار سري كردم و رفتم
لطف تو چنان بودکه در عالم ديگر
هر لحظه وصلت ثمري كردم و رفتم
يك حرف تو بس بود مرا وقت شنيدن
بر شاخه جان بارو بری كردم ورفتم
هرگز نرود ياد تو پنهان زدل من
با خواب وخيالت سفري كردم ورفتم
نا گفته كلامي ، نظري كردم و رفتم
صد حرف به دل بود ولي هيچ نگفتم
در پرده اسرار سري كردم و رفتم
لطف تو چنان بودکه در عالم ديگر
هر لحظه وصلت ثمري كردم و رفتم
يك حرف تو بس بود مرا وقت شنيدن
بر شاخه جان بارو بری كردم ورفتم
هرگز نرود ياد تو پنهان زدل من
با خواب وخيالت سفري كردم ورفتم





