فضایی که در شرایط موجود در آمریکا و اروپا پیدا شده است، اگر چه به نظر میرسد یک مخالفت و رنجش عمومی اقتصادی است، اما از آنجایی که نظام سرمایهداری، یک نظام سیاسی متکی به اقتصاد میباشد و علاوه بر تمرکز و توجه به پایگاههای ثروت، نکات دیگری در تعاملات اجتماعی و مطالبات حقوقی و ملی را دنبال می کند، میتواند مشمول نظامهای فرهنگی، حقوقی و سیاسی گردد.
انقلابهای مردم در تاریخ نشان میدهد هر یک بهانه و دریچه خاصی دارد که در آن سرزمین موجب توجه و آگاهی همگان میشود و ابعاد دیگری را نیز شامل خود خواهد کرد. به عبارتی نظام سرمایهداری به پشتوانه اقتصاد متکی بر یک درصد، از ویژهخواران آمریکایی و اروپایی نابرابریها، بی نظمیها، بیفرهنگیها، ناکارآمدیهای مدیریتی، عدم رفاه، ظلم و تبعیض، فقر و حقارت را برای مردم در آمریکا و اروپا به ارمغان آورده است و این در حالی است که منابع غنی موجود همراه با اقتدار علمی و سایر ویژگیها میتوانست و میتواند همه مردم را در نظامی پویا و متمدن ساماندهی نماید و نه بر مبنای سلطهگری و استثمار، زور، تحقیر، دروغ و فریب با پشتیبانی مالی تراستها، کارترها، بانک ها، بیمه ها و شرکتهای خاصی باشد. از اینرو باید باور کرد مردم آمریکا و اروپا عملاً در شرایط موجود در خاستگاه انقلاب علیه نظام سرمایهداری قرار گرفتهاند و میتوانند از انقلابهای موفق دنیا امید و الهام بگیرند. انقلابی که عدالت، رشد و تعالی، امنیت و جامعهای آرام و خلاق را برای آنان نوید دهد و این انقلاب که الگو و دستاورد است، به جز انقلاب اسلامی مورد دیگری نیست. در نتیجه:
به نظر میرسد حوادث به وجود آمده از آمریکا به عنوان جنبش تسخیر وال استریت و آنچه که در مطالبات مردم در آمریکا و اروپا پدیدار گشته است را می توان با هوشیاری سازماندهی کرد و تحول عظیم را در ساختار جهانی به نفع صلح و ثبات بشری و عدالت اجتماعی در جامعه بشری دنبال کرد. از اینرو میبایست تصمیمگیران و تصمیمسازان انقلاب اسلامی و نیز صاحبنظران و نخبگان عدالتمحور در سراسر دنیا با پیوستگی و همبستگی شالوده نظام جدید را در آمریکا و اروپا کلید زنند و شایسته است
1. مردم آمریکا و اروپا مورد توجه قرار گرفته و تشویق و تمجید شوند.
2. کنشگران فعال و مؤثر سیاسی انقلاب اسلامی به هر طریق تعاملات خود را در آمریکا و اروپا گسترش داده و حوزه گفتمان انقلاب جهانی را بازتر کنند.
3. مسئولین سیاست خارجی در جمهوری اسلامی تلاش نمایند دستاوردهای مثبت انقلاب و جمهوری اسلامی را که میتواند زنجیرهای ستم و تبعیض را از پای مردم آمریکا و اروپا برکشد را به خوبی ترسیم و تبیین نمایند.
4. شعارهای ضد امپریالیستی و استکباری توسعه یابد و سرمایهداری و نظام سرمایهداری هدف اصلی شود.
5. شبکههای اجتماعی و ارتباطاتی در اختیار و تحت نفوذ هدایت شده، جریان مقابله با نظام سلطه و سرمایهداری را پی گیری نماید و آگاهسازی مردم اروپا و آمریکا را در صدر اولویتهای خود قرار دهند و
6. توجه شود در کلیه تعاملات و روابط مردم آمریکا و اروپا احساس حمایت و پشتیبانی از ایران اسلامی نماید.
شاید وقت آن رسیده باشد که شعارهای "مرگ بر آمریکا" به "مرگ بر سرمایه داری"، "مرگ بر سلطه" و "مرگ بر تبعیض" تبدیل شود.
انقلابهای مردم در تاریخ نشان میدهد هر یک بهانه و دریچه خاصی دارد که در آن سرزمین موجب توجه و آگاهی همگان میشود و ابعاد دیگری را نیز شامل خود خواهد کرد. به عبارتی نظام سرمایهداری به پشتوانه اقتصاد متکی بر یک درصد، از ویژهخواران آمریکایی و اروپایی نابرابریها، بی نظمیها، بیفرهنگیها، ناکارآمدیهای مدیریتی، عدم رفاه، ظلم و تبعیض، فقر و حقارت را برای مردم در آمریکا و اروپا به ارمغان آورده است و این در حالی است که منابع غنی موجود همراه با اقتدار علمی و سایر ویژگیها میتوانست و میتواند همه مردم را در نظامی پویا و متمدن ساماندهی نماید و نه بر مبنای سلطهگری و استثمار، زور، تحقیر، دروغ و فریب با پشتیبانی مالی تراستها، کارترها، بانک ها، بیمه ها و شرکتهای خاصی باشد. از اینرو باید باور کرد مردم آمریکا و اروپا عملاً در شرایط موجود در خاستگاه انقلاب علیه نظام سرمایهداری قرار گرفتهاند و میتوانند از انقلابهای موفق دنیا امید و الهام بگیرند. انقلابی که عدالت، رشد و تعالی، امنیت و جامعهای آرام و خلاق را برای آنان نوید دهد و این انقلاب که الگو و دستاورد است، به جز انقلاب اسلامی مورد دیگری نیست. در نتیجه:
به نظر میرسد حوادث به وجود آمده از آمریکا به عنوان جنبش تسخیر وال استریت و آنچه که در مطالبات مردم در آمریکا و اروپا پدیدار گشته است را می توان با هوشیاری سازماندهی کرد و تحول عظیم را در ساختار جهانی به نفع صلح و ثبات بشری و عدالت اجتماعی در جامعه بشری دنبال کرد. از اینرو میبایست تصمیمگیران و تصمیمسازان انقلاب اسلامی و نیز صاحبنظران و نخبگان عدالتمحور در سراسر دنیا با پیوستگی و همبستگی شالوده نظام جدید را در آمریکا و اروپا کلید زنند و شایسته است
1. مردم آمریکا و اروپا مورد توجه قرار گرفته و تشویق و تمجید شوند.
2. کنشگران فعال و مؤثر سیاسی انقلاب اسلامی به هر طریق تعاملات خود را در آمریکا و اروپا گسترش داده و حوزه گفتمان انقلاب جهانی را بازتر کنند.
3. مسئولین سیاست خارجی در جمهوری اسلامی تلاش نمایند دستاوردهای مثبت انقلاب و جمهوری اسلامی را که میتواند زنجیرهای ستم و تبعیض را از پای مردم آمریکا و اروپا برکشد را به خوبی ترسیم و تبیین نمایند.
4. شعارهای ضد امپریالیستی و استکباری توسعه یابد و سرمایهداری و نظام سرمایهداری هدف اصلی شود.
5. شبکههای اجتماعی و ارتباطاتی در اختیار و تحت نفوذ هدایت شده، جریان مقابله با نظام سلطه و سرمایهداری را پی گیری نماید و آگاهسازی مردم اروپا و آمریکا را در صدر اولویتهای خود قرار دهند و
6. توجه شود در کلیه تعاملات و روابط مردم آمریکا و اروپا احساس حمایت و پشتیبانی از ایران اسلامی نماید.
شاید وقت آن رسیده باشد که شعارهای "مرگ بر آمریکا" به "مرگ بر سرمایه داری"، "مرگ بر سلطه" و "مرگ بر تبعیض" تبدیل شود.





