دلنگار » خاطرات » سرخ و سفيد

 
 
 

سرخ و سفيد

نویسنده: admin | تاریخ: 17 آبان 1390 | بازدیدها: 112

0
ارتشي ها فرهنگ خاصي دارند . با همه‌ي جهات مثبتي كه داشتند تونستند آثار خوبي از خودشون به جا بذارن.
مرحوم ظهيرنژاد، از اميران ارتشي بود كه خاطرات زيادي در ارتش به جا گذاشته كه خدايش رحمت كناد .
ايشون خيلي اهل سخنراني بود اون هم طولاني و البته خيلي هم محتوا نداشت. در مسجد منازل سازماني لوشان تپه ( پيروزي) به مناسبت شهادت يعضي از فرماندهان ارتش سخنراني مي‌كرند در اوج سخنراني آمريكا را به عنوان دشمن مخاطب قرار داد و با قرينه سازي گفت " تو فكر مي‌كني خيلي بزرگ هستي؟ ما ازتو خيلي بزرگتريم. اگر تو بر جهان حكومت مي‌كني ما بر دلهاي مردم حكومت مي‌كنيم، ما هم در آينده بر جهان حكومت مي‌كنيم. اگر تو قدرت داري ما هم قدرت داريم. اگر تو زور داري ما هم زور داريم .اگر تو امپرياليستي ما هم امپرياليستيم ...." بعد از سخنراني به ايشان گفتم: امير ظهير نژاد اين
امير ظهير نژاد دعوتم كرده بودند كه در مقام رييس مشاوران رهبري احوالپرسي با هم داشته باشيم و يك چاي تركي مخصوص با ليمو اماني كه طعم خوبي هم داشت صرف كنيم. تعارف كرد و بعد وارد يحث سفت و سختي شد . خوب من با برادران ارتشي رفاقت و ارتباط نزديكي داشتم و ايشان هم خوب بر اين مساله واقف بودند اما تلاش مي‌كردند كه بر من تفهيم كنند، هركسي نمي‌تواند ادعاي آشنايي با مسايل جنگ و جبهه و اين جور مسايل را داشته باشد. بحث داغي شد. مي‌گفت: مثلاًشما در جبهه ها مي‌چرخيدي و معلوم نيست كه علمي هم داشته باشي.!! گفتم: تيمسار چرا اينطوري فكر مي‌كنيد ؟ من هم دوره هايي را ديدم دروسي را خوندم. گفت :نه، حتماً بايد دوره‌ي جنگ را ديده باشي.! گفتم : ديدم. گفت: بايد دوره‌ي عالي را ديده باشي گفتم: ديدم. گفت: بايد دوره‌ي رسته را هم ديده باشي. گفتم: ديدم. گفت: بايد دانشگاه افسري رفته باشي. گفتم: نرفتم. گفت: خوب براي همين است كه چيزي بلد نيستي !!! گفتم: من كه اين همه دوره ها راطي كردم فقط دانشگاه افسري نرفتم!! كه اگه اينطور مي‌شد من هم يك ارتشي مي‌شدم. گفت: خوب همين ديگه، براي همين بي خود تو جبهه ها مي‌گشتي. !!!

موضوعات: خاطرات

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *