اگرچه مایل نیستم به واکاوی جریانات و رفتارهای سیاسی، گروهها و اشخاص بپردازم، اما مدتی است در این بوم رنگارنگ جریانات سیاسی، آقای دکتر معین به صور مختلف ترسیم می شوند.
از قضا نمی دانم از خوب یا بد حادثه است که اوضاع و احوال انتخاباتی به وسیله گروههای مختلف زیاد شود و از شرق و غرب کاندیدای ریاست جمهوری می شوند و مصلحت بر صلاحدید نظام هم ظاهراً همین طور است. اما در نقش آفرینان این صحنه قاعدتا چند گروه وارد شدند، که بی از سایر گروه ها جلب نظر می کنند یک گروه کسانی که صلاحیت و سوابق سیاسی آنان حداقل به عمق تاریخ انقلاب بر می گشت و گروه دیگر سیاستمدارانی که در عرصه های دیگر خود را آزموده بودند و گروه سومی بودند که برای خالی نبودن عریضه و یا پرکردن شکافهای سیاسی وارد شدند. اینها هم آدمهای خوبی بوده و هستند، ولی انصافا هم نمی شد به صورت جدی آنها را برای این پست مهم ( ریاست جمهوری ) باور کرد.
به هر حال انتخابات انجام شد و در وزن کشیهای اولیه، بعضی که حتی از اقتدار و عمق سیاسی برخودار بودند بنا به مصلحت کنار کشیدند و رئیس جمهور با آرا خوبی انتخاب شد. اما حاشیه های که تاکنون ادامه دارد نشان از دسته سومی های است که اصل حضور آنان و ظرفیتهایشان و نوع شعار و گفتمانشان هیچ باور و جاذبه یی را نمایان نمیکرد. ولی جالب است که هنوز تصور می شود که این گروه باید در صحنه باشد و بعضی این گروه را نقد و بعضی ها تایید می کند. بعضی از اصحاب رسانه فرصت را غنیمت می دانند و خبرهای حاشیه ای پشت پرده و پیش پرده معین را برای خود معین می دانند.
کمی خنده دار است مسابقه تمام شده، داورها می دانند، تماشاگرها هم رفته اند یک نفر هنوز در خط مسابقه حضور دارد و بعضی ها خارج از گود مسابقه دست می زنند، خبر می دهند و گاهی نقد می کنند و گاهی ...
به نظر نمی رسد این موضوع چندان هم ساده باشد چرا که هم می توان آن را به عنوان یک عملیات روانی فرض کرد که بعضی ها اسم و گروهشان در افکار باقی بماند یا اینکه مایل هستند افکار عمومی را به سمت و سویی خاص بکشانند.
اما نباید فراموش کرد که مسابقه تمام شده و اگر مسابقه دیگری هم در آینده قرار است باشد، مسابقه در رشته دیگری است.
از قضا نمی دانم از خوب یا بد حادثه است که اوضاع و احوال انتخاباتی به وسیله گروههای مختلف زیاد شود و از شرق و غرب کاندیدای ریاست جمهوری می شوند و مصلحت بر صلاحدید نظام هم ظاهراً همین طور است. اما در نقش آفرینان این صحنه قاعدتا چند گروه وارد شدند، که بی از سایر گروه ها جلب نظر می کنند یک گروه کسانی که صلاحیت و سوابق سیاسی آنان حداقل به عمق تاریخ انقلاب بر می گشت و گروه دیگر سیاستمدارانی که در عرصه های دیگر خود را آزموده بودند و گروه سومی بودند که برای خالی نبودن عریضه و یا پرکردن شکافهای سیاسی وارد شدند. اینها هم آدمهای خوبی بوده و هستند، ولی انصافا هم نمی شد به صورت جدی آنها را برای این پست مهم ( ریاست جمهوری ) باور کرد.
به هر حال انتخابات انجام شد و در وزن کشیهای اولیه، بعضی که حتی از اقتدار و عمق سیاسی برخودار بودند بنا به مصلحت کنار کشیدند و رئیس جمهور با آرا خوبی انتخاب شد. اما حاشیه های که تاکنون ادامه دارد نشان از دسته سومی های است که اصل حضور آنان و ظرفیتهایشان و نوع شعار و گفتمانشان هیچ باور و جاذبه یی را نمایان نمیکرد. ولی جالب است که هنوز تصور می شود که این گروه باید در صحنه باشد و بعضی این گروه را نقد و بعضی ها تایید می کند. بعضی از اصحاب رسانه فرصت را غنیمت می دانند و خبرهای حاشیه ای پشت پرده و پیش پرده معین را برای خود معین می دانند.
کمی خنده دار است مسابقه تمام شده، داورها می دانند، تماشاگرها هم رفته اند یک نفر هنوز در خط مسابقه حضور دارد و بعضی ها خارج از گود مسابقه دست می زنند، خبر می دهند و گاهی نقد می کنند و گاهی ...
به نظر نمی رسد این موضوع چندان هم ساده باشد چرا که هم می توان آن را به عنوان یک عملیات روانی فرض کرد که بعضی ها اسم و گروهشان در افکار باقی بماند یا اینکه مایل هستند افکار عمومی را به سمت و سویی خاص بکشانند.
اما نباید فراموش کرد که مسابقه تمام شده و اگر مسابقه دیگری هم در آینده قرار است باشد، مسابقه در رشته دیگری است.





