من بسیجی ام و قانون اساسی را قبول دارم. مقید به ارزش های انقلاب اسلامی هستم؛ مایلم کشور اسلامی ام در سطح منطقه به عنوان کشوری توسعه یافته مطرح شود.
من بسیجیام و میخواهم هیچ کس در هیچ کجای دنیا تحت ظلم و استبداد قرار نگیرد در عین حال نمیخواهم در وزن کشیهای روابط بین الملل ستم پذیر باشم.
من بسیجی ام باوردارم که این کشور با تمدنی بزرگ؛ هزاران کار و تلاش دارد تا آباد شود و مقتدر.
باور دارم استعدادها و ظرفیت های علمی خودم و هموطنانم می تواند مبنای اندیشههای علمی و دانش محوری تصمیمات و حوادث و اتفاقات کشورم شود.
من بسیجی ام و یقین دارم هرگاه ما شویم نتایج تلاش ما زیبا و دیدنی خواهد بود.
بسیجی ام و سینهای پر از درد؛ از نشدنی هایی که باید آن را به شدن تبدیل کنم دارم.
هرگز مایل نیستم در کشاکش خط بازی های سیاسی بین وفاق ملتم تفرقه ببینم پس نه چپم و نه راست، چون بسیجی ام. خطم، خط ولایت است و قانون اساسی.
من بسیجی ام و مدعی کار و کوشش و تلاش. مدعی سر بلندی کشورم. مدعی توسعهی اقتصادی؛ توسعهی صنعتی.
من بسیجی ام و مایلم از همهی تجارب علمی و پیش رفت های دنیا با چشمانی باز استفاده کنم و هرگز غرب زده و شرق زده نشوم .
من بسیجی ام ؛ دولت را، مجلس را، قوهی قضاییه را، شورای نگهبان را، سپاه را، ارتش را، نیروی انتظامی را و همهی نهادهای کشورم را ارج می نهم و مایلم روز به روز مستحکم تر باشند.
من بسیجی ام و مایلم همهی مردانی که در این کشور هوای خوب را استشمام میکنند مسئولانه و دل سوزانه مراقب خویش و منافع ملی باشند.
من بسیجی ام انقلابی ام، نهضت نرم افزاری را مبنای انقلابی بودن امروزم می دانم عالم تر شدن را از ضرورت زمان می دانم رشد ثروت و تلاش گری را عامل توسعه می دانم حاضرم هم تلاش کنم و هم از خودم بگذرم، چشم تنگ نیستم؛ در تحلیل های سیاسیام هر کس در جای خود ارزشمند است. همه دوست داشتنیاند مادامی که تلاش شان در خدمت گزاری است. بسیجیام و حواس جمعی دارم که کلاه سرم نرود و تئوری های قدیمی شده و ناپختهی باز مانده از نظریه پردازان های وابسته را نمی پذیرم اگر چه لازم میدانم با همهی آنها آشنا باشم.
فکر می کنم باید آماده باشم برای هر ضرورت ملی و دفع هر خطر و تهاجمی زیرا بسیجی ام.
من بسیجی ام، تو چطور؟
من بسیجیام و میخواهم هیچ کس در هیچ کجای دنیا تحت ظلم و استبداد قرار نگیرد در عین حال نمیخواهم در وزن کشیهای روابط بین الملل ستم پذیر باشم.
من بسیجی ام باوردارم که این کشور با تمدنی بزرگ؛ هزاران کار و تلاش دارد تا آباد شود و مقتدر.
باور دارم استعدادها و ظرفیت های علمی خودم و هموطنانم می تواند مبنای اندیشههای علمی و دانش محوری تصمیمات و حوادث و اتفاقات کشورم شود.
من بسیجی ام و یقین دارم هرگاه ما شویم نتایج تلاش ما زیبا و دیدنی خواهد بود.
بسیجی ام و سینهای پر از درد؛ از نشدنی هایی که باید آن را به شدن تبدیل کنم دارم.
هرگز مایل نیستم در کشاکش خط بازی های سیاسی بین وفاق ملتم تفرقه ببینم پس نه چپم و نه راست، چون بسیجی ام. خطم، خط ولایت است و قانون اساسی.
من بسیجی ام و مدعی کار و کوشش و تلاش. مدعی سر بلندی کشورم. مدعی توسعهی اقتصادی؛ توسعهی صنعتی.
من بسیجی ام و مایلم از همهی تجارب علمی و پیش رفت های دنیا با چشمانی باز استفاده کنم و هرگز غرب زده و شرق زده نشوم .
من بسیجی ام ؛ دولت را، مجلس را، قوهی قضاییه را، شورای نگهبان را، سپاه را، ارتش را، نیروی انتظامی را و همهی نهادهای کشورم را ارج می نهم و مایلم روز به روز مستحکم تر باشند.
من بسیجی ام و مایلم همهی مردانی که در این کشور هوای خوب را استشمام میکنند مسئولانه و دل سوزانه مراقب خویش و منافع ملی باشند.
من بسیجی ام انقلابی ام، نهضت نرم افزاری را مبنای انقلابی بودن امروزم می دانم عالم تر شدن را از ضرورت زمان می دانم رشد ثروت و تلاش گری را عامل توسعه می دانم حاضرم هم تلاش کنم و هم از خودم بگذرم، چشم تنگ نیستم؛ در تحلیل های سیاسیام هر کس در جای خود ارزشمند است. همه دوست داشتنیاند مادامی که تلاش شان در خدمت گزاری است. بسیجیام و حواس جمعی دارم که کلاه سرم نرود و تئوری های قدیمی شده و ناپختهی باز مانده از نظریه پردازان های وابسته را نمی پذیرم اگر چه لازم میدانم با همهی آنها آشنا باشم.
فکر می کنم باید آماده باشم برای هر ضرورت ملی و دفع هر خطر و تهاجمی زیرا بسیجی ام.
من بسیجی ام، تو چطور؟





