یک روز که سایتها رو جستجو می کردم دست نوشتههاي خانمی رو دیدم که بیپروا تیشه به دست گرفته بود و ریشه قطع ميكرد! از آنجا که به لطف خداوند آزادی نوشتن و گفتن برای همه وجود دارد، ذهنم متعرض نشد. اما ادامه این نوشتهها من را به یک مدل فکر شناسی و جریان شناسی سوق داد و در بررسیهایم، صرف نظر از اتهامات و ادعاهای نویسنده، صرفاً از بعد روش شناسی دریافتم که که این شیوه به وسیله دو گروه فرقان و منافقان قبلاً استفاده میشد. و به این نتیجه رسیدم که رجبی، رجوی است. و طی یک یاداشتی در گاه نوشت به آن اشاره کردم. اما دو جریان دیگر در بعضی از سایت ها و حتی متاسفانه در گفتار و گفتمان بعضی از مسئولان حتی به صورت كنايه مشاهده می شود که مایلم مقداری به آن بپردازم. البته یکی از آنها زمان مصرفش گذشت ولی به دلیل ارتباط موضوعی با دومي مطرح ميشود و آن اينكه وقتي مشخص شد آقاي لاريجاني عزم اجاره نشيني مجلس كرده و مايل است از قم و با انتظار علماء، بروزي مجدد کند! در قم جرياني دنبال شد كه بگويد لاريجاني داراي پرونده سوء استفاده مالي و چنين و چنان است، نفوذ ميكند و از امكانات بيت المال چه فرصت هايي كه براي خود فراهم نميکند! البته براي اين كه بتواند اين ادعا را فرافكنانه مطرح بكند مدعي شدند كه از اين نوع سوء استفادهها و دزدي ها و مال مردم خوريها، افراد ديگري از جمله؛ بيوت و بعضي از علماء و مراجع هم انجام ميدهند. اين ماجرا که ایشان خود را منسوب به يكي از مسئولان مهم نظام خصوصاً به برادر دلسوز و محترمش میکند و در تلاش برای دريافت كمك هزينه از راه برخي از متمولان هست تا هزينه تبليغاتي خود را فراهم کند و البته در مقابل با مطرح كردن شخصي به عنوان كانديداي مورد نظر خود و اين كه اين وجوه براي هزينه تبليغات اوست! جريان فعاليت خود را گسترش داد. تا اينكه بالاخره نام آقاي لاريجاني از جعبه رأي مردم بيرون آمد و اتفاقاً در صدر اجاره نشينان ميدان بهارستان تهران و مجلس هشتم قرار گرفت . در جريان دوم يعني نسبت دادن به سوء استفادهي علما و تصرف و تسلط آنها به قند و شكر، سيمان، هزينه هاي بهداشت و درمان، ميله گرد، آهن و خلاصه در نظر آنان هر عالمي، يا مرجعي ،يك سهميه اي را در مسئله اي داشت و چون آنان داراي تصرف بر اين كالاها هستند امكان كنترول كالاها و قيمت هاي آنها وجود دارد . جريان سوم از جريان اول كه ريشه زني بود و جريان دوم كه رقيب زني بود گسترده تر بود و به نظر ميرسيد اسلام زني و شيعه زني است . اما مهم اين است پرچم دار اين تفكر و يا پرچم داران آن، يك گروه و يك تفكر هستند. بله و به نظر ميرسد آقاي پاليز دار هم ميخواهد نقش مردانهي نئو منافقان را بازي كند . من نميدانم كه شان و شئونات و سواد و مباني فكري رجوي، رجبي ، پاليز دار و امثال او چيست ؟ من صرفا شيوه را ميگويم . شيوهاي بس خطرناك، كه از يك نقطه شروع شده است و ادامه دارد و اينك تمام سايت ها و وبلاگ هاي جريان ساز و حتی ضد انقلاب ناقل نوشته ها و سخنراني هاي اينان است. جريان دانشگاه همدان نيز از اين قبيل است. آن روزهايي كه جريان نفاق فعال شده بود، سربازان امام زمان افتخار سربازي خود را با شناخت اين جريانات و مبارزه و خنثی كردن آن به دست آوردند. اما حالا نه خبري از سربازان باوفا هست و نه خبري از تفكرات جريان شناس سياسي و مذهبي و نه فرياد بچههاي انقلاب و نه ارزشي!!!
البته تعجب نكنيد بعضي افراد حتی اگر منسوب به اين و آن و اين بزرگوار و آن بزرگوار باشند، و در واقع هيچ ربطي به آنان ندارند، مشكل درست كردن دوغ و كرهي خود را دارند، آن هم دوغ و كرهي نفرت انگيز نفاق!
راستي برخي اسناد مطالب گفته شده نزد نويسنده محفوظ است.
البته تعجب نكنيد بعضي افراد حتی اگر منسوب به اين و آن و اين بزرگوار و آن بزرگوار باشند، و در واقع هيچ ربطي به آنان ندارند، مشكل درست كردن دوغ و كرهي خود را دارند، آن هم دوغ و كرهي نفرت انگيز نفاق!
راستي برخي اسناد مطالب گفته شده نزد نويسنده محفوظ است.





