زمزمه های انتقادی از سوی سیاستمداران و صاحبان کرسیهای اعتباری مردم علیه دولت به گوش میرسد. اگر چه تبلیغات دولت نیز با حجم گسترده تری ملاحظه میشود و به نظر میرسد وزن کشی های سیاسی آغاز شده ـ که قطعاً به دلیل نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری که چند ماهی بیشتر به آن نمانده ـ است.
این موضوع طبیعت تلاش تبلیغاتی در تمام دنیا است که افراد و یا جناح های مدعی با نقد عملکردهای دیگران تلاش میکنند مقبولیت خود را افزایش دهند. اما در آوردگاه سیاسی جمهوری اسلامی دلایل فراوانی وجود داشت که نیروهای سیاسی را وارد آوردگاه انتقادی یا وزن کشی سیاسی به طور جدی نکرد که می توان به طور مختصر و فهرست وار به شرح زیر به آن اشاره کرد:
1. دولت نهم و رأس آن رئیس جمهور منصه ظهور و بروز خستگی مردم از کشمکش های سیاسی و ادعاهای نشدنی و عملکردها ی ناقص بود. در شعار های آقای احمدینژاد نشان از عزمی راسخ به اتکاء ارزشهای انقلابی و به دور از تشریفات و هاله های سخت مشاهده میشد.
2. حمایت های بی دریغ مقام معظم رهبری و منطق سیاسی برخی دیگر از صاحبان اقتدار قدرت جبهه مخالف توانمندی را در مقابل دولت نگشود.
3. در هم پاشیدگی اردوگاه اصلاح طلبان و سر درگمی آنان که ریشه در عملکرد 8 ساله آنها داشت نیز اردوی مخالف جدّیی محسوب نمی شد.
4. و اردوگاه اصول گرایان، وسعت نگرش و دید و با وجود نقاط انتقادی، جلوه و بروز مخالفت ممکن نشد.
5. روش رفتاری آقای احمدی نژاد در روابط با اصناف و گروه ها فضای انتقاد را کاهش میداد.
اما اینک تقریباً چهار سال و به اندازهی یک دوره ریاست جمهوری از دولت نهم سپری شده و این فرصت و امکان منطقی را ایجاد نموده است که بتوان ارزیابی دقیق و صحیحی که بدون حبّ و بغض و گرایشها سیاسی باشد انجام داد و نتیجه آن برای آیندگان ( هر کس که رییس جمهور بشود ) مفید باشد. اما بعضی ازسازمانها و همکاران ریاست محترم جمهور با افعال و و کارهایشان توانستهاند اعتبار و زحمات انجام شده دولت را مخدوش نمایند که در ارزیابی ها باید به صورت علمی به آن توجه شود و نه سیاسی و احساسی . به عنوان مثال سازمانهای وابسته به دولت که مسئولان آن به عنوان معاون ریاست جمهور منصوب شده اند می توانستند با عملکردها و رفتارهایشان اعتبار رییس جمهور و دولت را افزایش و یا کاهش دهند این نکته به وسیله نگارنده حدود یک سال قبل خصوصاً در رابطه با دوسازمان تربیت بدنی و میراث فرهنگی و گردشگری به یکی از مسوولین مهم و هم نظر و همراه ریاست جمهوری مطرح شد؛ به عبارتی از همان اوایل کار معلوم بود که سردرگمی و رفتار عملکردی این دو سازمان به سمت و سوی جهت یافته که نمی تواند موجب افزایش اعتبار دولت گردد در حالی که شاید حوزه ی اثر گزاری این دو سازمان از دو وزارت خانه کمتر به نظر میرسید!!! اما ارتباط فراوان آنها با مردم و ساختارهای عمومی، اثر گذاری آنان را در افکار مردم افزایش می دهد و این در حالی است که صبح سحر این دو سازمان در نتایج المپیک و گفتار ناموزون و مرتبط با اسراییل مشهور شد. به هر حال انتظار این است، اکنون که وقت مناسب ارزیابی عملکردها است ارزیابی ها علمی و منطقی صورت گیرد و در عین حال از دید افکار عمومی و احساسی نیز به آن پرداخت. آنچه مسلم است تحلیل علمی که میتواند در راستای تفکر دانش محور باشد. که هم برای اردوگاه های سیاسی مناسب است و هم برای ارزیابی واقعی یا صحیح مطلوب.
این موضوع طبیعت تلاش تبلیغاتی در تمام دنیا است که افراد و یا جناح های مدعی با نقد عملکردهای دیگران تلاش میکنند مقبولیت خود را افزایش دهند. اما در آوردگاه سیاسی جمهوری اسلامی دلایل فراوانی وجود داشت که نیروهای سیاسی را وارد آوردگاه انتقادی یا وزن کشی سیاسی به طور جدی نکرد که می توان به طور مختصر و فهرست وار به شرح زیر به آن اشاره کرد:
1. دولت نهم و رأس آن رئیس جمهور منصه ظهور و بروز خستگی مردم از کشمکش های سیاسی و ادعاهای نشدنی و عملکردها ی ناقص بود. در شعار های آقای احمدینژاد نشان از عزمی راسخ به اتکاء ارزشهای انقلابی و به دور از تشریفات و هاله های سخت مشاهده میشد.
2. حمایت های بی دریغ مقام معظم رهبری و منطق سیاسی برخی دیگر از صاحبان اقتدار قدرت جبهه مخالف توانمندی را در مقابل دولت نگشود.
3. در هم پاشیدگی اردوگاه اصلاح طلبان و سر درگمی آنان که ریشه در عملکرد 8 ساله آنها داشت نیز اردوی مخالف جدّیی محسوب نمی شد.
4. و اردوگاه اصول گرایان، وسعت نگرش و دید و با وجود نقاط انتقادی، جلوه و بروز مخالفت ممکن نشد.
5. روش رفتاری آقای احمدی نژاد در روابط با اصناف و گروه ها فضای انتقاد را کاهش میداد.
اما اینک تقریباً چهار سال و به اندازهی یک دوره ریاست جمهوری از دولت نهم سپری شده و این فرصت و امکان منطقی را ایجاد نموده است که بتوان ارزیابی دقیق و صحیحی که بدون حبّ و بغض و گرایشها سیاسی باشد انجام داد و نتیجه آن برای آیندگان ( هر کس که رییس جمهور بشود ) مفید باشد. اما بعضی ازسازمانها و همکاران ریاست محترم جمهور با افعال و و کارهایشان توانستهاند اعتبار و زحمات انجام شده دولت را مخدوش نمایند که در ارزیابی ها باید به صورت علمی به آن توجه شود و نه سیاسی و احساسی . به عنوان مثال سازمانهای وابسته به دولت که مسئولان آن به عنوان معاون ریاست جمهور منصوب شده اند می توانستند با عملکردها و رفتارهایشان اعتبار رییس جمهور و دولت را افزایش و یا کاهش دهند این نکته به وسیله نگارنده حدود یک سال قبل خصوصاً در رابطه با دوسازمان تربیت بدنی و میراث فرهنگی و گردشگری به یکی از مسوولین مهم و هم نظر و همراه ریاست جمهوری مطرح شد؛ به عبارتی از همان اوایل کار معلوم بود که سردرگمی و رفتار عملکردی این دو سازمان به سمت و سوی جهت یافته که نمی تواند موجب افزایش اعتبار دولت گردد در حالی که شاید حوزه ی اثر گزاری این دو سازمان از دو وزارت خانه کمتر به نظر میرسید!!! اما ارتباط فراوان آنها با مردم و ساختارهای عمومی، اثر گذاری آنان را در افکار مردم افزایش می دهد و این در حالی است که صبح سحر این دو سازمان در نتایج المپیک و گفتار ناموزون و مرتبط با اسراییل مشهور شد. به هر حال انتظار این است، اکنون که وقت مناسب ارزیابی عملکردها است ارزیابی ها علمی و منطقی صورت گیرد و در عین حال از دید افکار عمومی و احساسی نیز به آن پرداخت. آنچه مسلم است تحلیل علمی که میتواند در راستای تفکر دانش محور باشد. که هم برای اردوگاه های سیاسی مناسب است و هم برای ارزیابی واقعی یا صحیح مطلوب.





