دلنگار » گاه نوشت » شمارش معكوس

 
 
 

شمارش معكوس

نویسنده: admin | تاریخ: 20 آبان 1390 | بازدیدها: 63

0
گام‏های رو به جلو در فضای سیاسی حاضر در ايران، شمارش معکوسی است برای اتمام دوره نهم ریاست جمهوری. آغاز هیجان‌ها و وزن کشی سیاسی احزاب و گروه‏هاي مختلف دلیلی بر این مدعا است. به نظر می‏رسد تحلیل اوضاع می‏تواند تا حدودی ترسيمي از آينده نه چندان معلوم باشد، زیرا واقعیت‏ها و حقایق درون گر.ه هاي سياسي به ویژه در دو رقيب انتخاباتي اصلاح طلبان و اصول گرایان، ظرفیت‏ها و توانایی‏های اردوگاه ها را محك زد. در عین حال به خوبی می‏توان دریافت تعرضات و اختلافات سليقه اي مانع از تصمیم گیری جدی و اصولی آنان است، ابهامهایی که نمی‏تواند به خوبی راه‏ها و پیش بینی‏های آماری را مطابق میل این افراد آسان كند.در اين راستا مي توان حقایق و واقعیت‏ها را به طور مختصر و تا حدودی منطبق با ریاضیات سیاسی بررسی كارشناسي کرد نه پيش بيني.
انتخابات ايران و ديدگاه جهاني و فضاي پيچيده بين المللي و استراتژی‏هاي کشورهای سلطه گر برای رفع و دفع مقاومت هاي موجود و احتمالي سبب تمايل آنهاجهت تحكيم همبستگي با برخي از كشور ها و واحد هاي سياسي به شدت دنبال می‏شود که نماد آن را در تقابل با موضوع انرژی هسته‏ای و نوار غزه و مقاومت فلسطینیان مشاهده کرد.
استثمار جهاني در اين ميان عزم خود را در رسیدن به استراتژی‏های خود در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی علمی جزم کرده‏اند تا بتوانندكنش ها و واكنش هاي جمهوری اسلامی را در معادلات بین المللی و منطقه اي پيش بيني و خنثي كنند. در اين راستا اگر جمهوری اسلای بخواهد عزت خود را با حکمت بین المللی در هم آمیخته و اقتداری را در نطفه داشته باشد، باید به گونه‏ای رفتار كرده که تسلیم نشود و مقتدرانه نماد پیدا کند و هیچ بهانه‏ای برای سوء استفاده به رقباي سياسي و تجاري خود ندهد. البته نا کارآمدی‏های نظام‏های بین‏المللی و رفتارهای گروه‏های همگرا و اتحادیه‏های سازمان یافته متعارف جهانی، فرصت مناسبی برای تنظیم كنش و واكنش ایران اسلامی در عرصه جهاني است. لرزه و شکست نظام اقتصادی اروپا و آمریکا، سوء استفاده‏ها و رفتارهای نامناسب با ايجاد موج نفرت عمومی را می‏توان نمونه‏ای از این فرصت‏ها عنوان کرد.
انتخابات ايران و ضرورت‏هاي برنامه هاي توسعه اي و نیازهای داخلی کشور که در قالب سند چشم انداز و سیاست‏های برنامه گذشته خصوصا برنامه چهارم خود نمایی کرده، اینک بستر لازم براي تبين عملکردهای قوای سه گانه تحت تكفل دولت را با قابلیت ارزیابی به فضای سیاسی کشور فراهم کرده است.كه مي توان در هم ریختگی اوضاع اقتصادی کشور اشاره كرد،اگر چه ظاهرا نشان از بعضی از مسائل ناهنجارمند در روند اقتصادی می‏دهد اما به زعم برخی بیانگر عزمی راسخ جهت تغییر و تحول یا انقلاب اقتصای است. طبیعتا هر تغییربا خود مقاومت و یا در هم ریختگی هايي را در پي دارد. در اين راستا آسیب‏ها و مشکلات در فضای اقتصادی كنوني که با وجود ریشه طولانی آن در سالیان گذشته، به حساب دولت و کنشگران مسوول گذاشته می‏شود. تورم، بسته بودن فضای کسب و کار، فشارهای مختلف اقتصادی، نیاز های سرمایه گذاری، ضرورت‏های جانبی اقتصاد از جمله سامانه‏های بورس، بانک، بیمه، گمرک، هدفمند کردن یارانه، تغییر دو دهک پایین جامعه و توسعه صنعتی، تغییر زیر ساخت‏های نظام اقتصادی، از مطالبات جدی سیاست‏های اصل 44 و گاهی سیاست‏های برنامه چهارم هستند که هنوز باقی مانده‏اند. اکنون سیاست‏های برنامه پنجم ابلاغ شده و می‏بایست برای قانون‌مندی آن اقدام جدی کرد. به طور کلی، فضای فرهنگی سیاسی اقتصادی و امنیتی کشور با ضرورت‏هایی از پیش و آسیب‏های قابل توجهی در آینده همراه است که باید به خوبی مدیریت و برنامه ریزی شود.
ارزش‏ها و بایدها و نبایدهای درون فرهنگی و برون اعتقادی موجب شده مجموعه‏ای از مطالبات خارج و درون جمهوری اسلامی پدیدار شود. این واقعیتی است که امروز مبارزین و مجاهدین و خسته شدگان از حکومت‏های وابسته چشم انتظار استراتژي هاي جمهوری اسلامی هستند تا رفتار و کردار او را الگوی خود قرار دهند و آینده‏ای نه چندان دور را از آن خود گردانند. کسانی که هنوز حافظه آنان به خوبی یاریشان مي‌كند، مي‌دانند استقلال و آزادی آنان مدیون ارزش‏های دینی و انقلابی است و گاهی احساس كنند رفتارها و کردارها متضمن ابقا و پویایی ارزش‏ها نیست. اگر چه مرور زمان کمر آنان را خم كرده، اما قامت راست کرده و دست در دست فرزندان و آینده جویان خود، حقوق خود را مطالبه کرده و می‏خواهند مدیران کشور با برنامه‏هایشان، تضمین عملی برای این موضوع داشته باشند و این امر فضا ی خاصی برای فعالان سیاسی فراهم كرده است. با اين وصف کنش و واکنش‏های اردوگاه‏های سیاسی نشان می‏دهد مجموعا امکان دست يابي رفاه در آنان اطمیتان بخش نیست. در حالی که زمان نسبتا کوتاهی تا انتخابات باقی است، اصلاح طلبان و اصول گرایان برای معرفی کاندیدای خود به وفاق لازم نرسیده‏اند.

 اردوگاه اصلاح طلبان
در اردوی اصلاح طلبان، خاتمی، کروبی و میر حسین موسوی شاخص ترین افرادآن هستندکه نوع گفتمان سیاسی گروه‏های مطرح در این اردوگاه نشان می‏دهد:
اولا: ارزیابی دقیق و لازمی از امکان موفقیت تفکر حاکم بر خود ندارند، مگر بتوانند کسی را معرفی كنند که مقبولیت وی امکان رای اول را داشته باشد.
ثانیا: دغدغه‏های موجود در عملکرد گذشته همراه با گفتار عناصر شاخص این اردوگاه خود آسیبی برای معرفی بالغانه آنان است. عملكرد دوران هشت ساله خاتمی در دوره بعد از او با راي مردم نمره بسيار پاييني گرفت و تجمع همه آرای اصلاح طلبان ، در شكست انتخاباتي هاشمی رفسنجانی تبلور یافت. در اين راستا اتفاقات 4 سال گذشته نمی‏تواند بهترین بهانه برای فراموش شدن ذهنیت مردم و برگشت آنان از استقبال خاتمی باشد، اگر چه خصوصیت رفتاری و شخصیتی خاتمی ممکن است قابل توجه باشد.
از سوي ديگر کار کرد کروبی در مجلس پنجم، نمادی غیر از آنچه خاتمی دنبال می‏کرد، نداشت. اگر چه سلامت برخورد کروبی با آحاد مردم قابل ملاحظه است، اما کنش و منش سیاسی و مدیریتی وی به گونه‏ای است که حتی از دید اردوگاه اصلاح طلبان مقبولیت لازم را ندارد. البته این مسئله قابل بررسی و تامل است. چرا كه حزب اعتماد ملی در فضای کم حزبی و یا ضعف تشکل‏های سیاسی جامعه از ظهور و بروز قابل توجهی برخوردار شده اما هیچ ایده جديدي براي كنترل فضاي سياسي موجود از جانب وي ارائه نشده است.
در عين حال میر حسین موسوی که تا چند ماه گذشته حضور خود را در عرصه انتخابات منکر می‏شد و همه تجربه هاي تلخ و شیرین خود در دوره نخست وزیری را به برخی سازمان‏ها و گروه‏ها منتقل مي كردو خروج از جرگه كارشناسي و گاهي نظريه پردازي ، با بیان احتمال حضور خود نظریه پردازان سیاسی را به کنش و واکنش فرا خواند. افراد بسیاری کار کرد نسبی چپ گرایانه‏ای از وی را سراغ دارند و نمی‏توانند همراهی خطوط جنبش مسلمانان مبارز را در برخی از وابستگی‏های وی دور بدانند. وی به هیچ عنوان نمی‏تواند با تفکری غیر اصول گرایانه وارد میدان سیاسی شود. تفکر دیروز میر حسین موسوی در ساختار و شیوه نو، باید مدعی رفع نیازها و دغدغه‏های کنونی جامعه باشد و نمی‏توان آن را با ادعاهای اصلاح طلبانه همراه کرد. می‏توان تصور كرد کوپنی شدن اقتصاد جامعه و پدید آمدن نو کیسه‏ها و برخی کاستی‏ها و رفتار های سیاسی، موجب شده بود كه رییس جمهور دوره سوم و چهارم، مایل به انتخاب وی به عنوان نخست وزیر نباشند.

 اردوگاه اصول گرایان
در اردوگاه اصول گرایان افراد شاخص بیشتری وجود دارند. اما وفاق نداشتن آنان آسیب‏های زيادي را متوجه آنها كرده است. شاید بتوان شاخص‏های این اردوگاه که احتمال حضور آنان در انتخابات ریاست جمهوری ولایتی، لاریجانی، توکلی، محسن رضایی، قالیباف و احمدی نژاد دانست. اجازه بدهید سهم احمدی نژاد را به دلیل موقعیت فعلی در قسمت دیگری مورد بحث قرار دهیم، زیرا اصولا حضور سایر افراد در این اردوگاه به منزله قبول خود برای ریاست جمهوری و مقبول نبودن رييس دولت فعلی است. سابقه تاریخی نشان می‏دهد تمام کنش گری‏های این گروه که اتفاقا بر مبنای نقد گروه مقابل است، برای وفاق و وحدت بی اثر نبوده است. این کنش با پرچم داري ناطق نوری با وجود استقبال اولیه به نتیجه مطلوب ثانوی نرسیده است. بعید به نظر می‏رسد کنش‏ها و واکنش‏ها موجب شود هر یک از افراد زمینه انتخابات دیگری را فراهم آورد. این در حالی است که مجموعه غیر احمدی نژاد در اردوگاه اصول گرایان نمی‏توانند احمدی نژاد را غیر اصول گرا معرفی كنند و در صورت حضور خود باید دلایلی را بر عدم کارایی وی و یا حد اقل امتیازات ویژه‏ای را بیان كرده که موجب استقبال مردم شود. از سوی دیگر، اگر چه شاخص‏های این اردوگاه از ظرفیت‏ها و عملکردهای قابل قبولی در زمان خود برخوردار بوده‏اند، اما رويكرد سياسي ولایتی در ایجاد روابط بین الملل و کنش گری مقبول در زمان خود قابل دفاع است ولي هیچ گونه سابقه‏ای از حضور و بروز این شخصیت عالم به سیاست بین المللی و پزشکی و تاریخی در مدیریت اقتصادی فرهنگی و اجتماعی که بتواند انطباقی با سیاست‏ها و نیازهای آینده داشته باشد، وجود ندارد. قاعدتا وی نمی‏تواند همه اذهان و افکار را با ادعایی جدید به سوی خود معطوف كند. در اين ميان لاریجانی که در پیچ و خم فعالیت‏های گذشته خود کنش گری سیاسی قابل ملاحظه‏ای را در مسوولیت دبیری شورای امنیت ملی نشان داد، لاجرم با رییس جمهور به مناقشه گفتمانی دچار شد تا جایی که رییس دولت نهم ضرورتا و یا اساسا، گفتمان هسته‏ای و یا خارجی را در عرصه بین المللی تغییر داد. همچنين گفتنی‏ها و عملکرد وی در مجلس هفتم، نمادی متفاوت و تعیین کننده در راستای ضرورت‏های افکار عمومی نداشته است تا بتواند نظر اردوگاه خود را به خود جلب كند.
در عين حال محسن رضایی که مدیریت با كياست خود در سپاه پاسداران به اثبات رساند، با زیرکی و هوشیاری بر دبیری مجمع تشخیص مصلحت تکیه زد، در اقتصاد، اطلاعات و علم خود را تکمیل و خود را مجهز به گفتمانی مناسب و معتدل كرد و همواره آمادگی خود را برای واگذاری زمینه تلاش سیاسی برای دیگران در آخرین لحظات داشته است. آن چه در مرور وی باید در نظر داشت چه از قبل و چه در حال حاضر، از مقبولیت و استقبال لازم سیاسی در افکار عمومی برخوردار نیست و دانش و ظرفیت‏های وی هیچ گونه توازنی با برداشت جامعه از وی ندارد. البته این وضعیت هرگز از ارزش‏های وی نخواهد کاست.
احمد توکلی در مجلس ششم و هفتم در جرگه ژنرال‏ها شناخته شد و بیشتر با نظرات صریح و گاهی تند به خود سمت ناظر اقتصادي داد. وی اگر چه دارای روحیه سلیم و رفتار مناسبی است و دلسوزی‏ها و رفتارهایش در مرکز پژوهش‏های مجلس پشتوانه مناسبی را برای گفتمان انتقادی فراهم کرد، اما پایداری وی از یک سو و نوع رفتار سیاسی‏اش در گذشته، نشان از استقبال قابل ملاحظه ندارد.
قالیباف که در تلاش و کوشش انقلابی مثال زدنی است و در دوره قبل خود رقیبی جدی بود، چالش‏های رقابت را تا این زمان همراه خود داشته و این به معنای وجود فرصت‏های مخالفت با وی است که قاعدتا مانع از آرای ممتاز اول خواهد بود.
بررسي ریاضیات سیاسی از ملاحظاتی است که باید فعالان و کنش گران سیاسی بدانند. اگر چه شاخص‏های مطرح شده در هر دو اردوگاه تاکنون بر سبیل فعالیت‏های دولتی خود تجربه سیاسی کسب كرده‌اند، اما به نظر می‏رسد فقدان دانش ریاضی سیاسی همواره باعث شده است از آنان نمادهای قدرتمند چه در قالب شخصیت حقیقی، یعنی خود آنان، و چه در قالب شخصیت حقوقی، یعنی احزاب و گروه‏ها، نمایان نسازد، زیرا
اولا: کارکرد احزاب پس از انقلاب و خصوصا دهه اخیر، در فرایند اجتماعی موثر نبوده و احزاب کارکرد ملموسی نداشته‏اند تامردم آنان را باور داشته باشند.
ثانیا: شخصیت‏های شاخص در حوزه سیاسی در فضای افکار عمومی پایدار به حزب و گروه خود نبوده‏ و اصراری بر حزبی و گروهی بودن خود نداشته‏اند.
ثالثا: هرگز با رقیب موفق در عرصه سیاسی کاری را تمرین نکرده و تا آخر مخالفت و رقابت خود را شخصا و یا در قالب حزب ادامه داده‏اند و این یعنی رفتاری کاملا غیر دموکراتیک. وقتی عرصه انتخابات و رقابت گرم و داغ است، موافق و مخالف هردو حاضر شده و این مردم هستند که انتخاب می‏کنند و پس از مردم، تنفیذ حکم ریاست جمهور به وسیله ولایت امر که نشانگر شرعی بودن آن است، بهترین نماد پذیرش و حمایت از دولت و رییس جمهور است. تا کنون کمتر مشاهده شده گروه یا شخص رقیب در انتخابات ریاست جمهوری، رفیق همراه وی بعد از اتنخابات شود. این رفتار، فرمول زیر را نشان می‏دهد که اگر رییس جمهور عدد 1 و رقیب (حزب یا شخص) عدد 1 یا 0 ( صفر به منزله بی خاصیتی ) باشد، شرایط زیر متصور است:
1) 2= 1+1
2) 1=1+0
3) 0=1-1
تصور یک بدین معنا است که گروه رقیب اینک آمادگی کمک کردن دارد و با کمک خود ظرفیت سیاسی و مدیریتی را افزایش داده و موجب افزایش ضریب همبستگی و اقتدار ملی می‏شود. در گزینه دوم، گروه رقیب هیچ خاصیتی از خود نشان نمی‏دهد و کاملا در سکوت سیاسی گوشه گیر می‏شود. در نتیجه همه ظرفیت‏ها از آن کسی است که در عرصه موفق شده و مسولی را بر عهده گرفته است. در تصویر سوم، گروه یا شخصیت رقیب، مخالفت خود را در بی اثر کردن ظرفیت‏های دیگری که در عرصه رقابت موفق شده است به کار می‏برد و کاهش ضریب همبستگی و اقتدار ملی خواهد را سبب خواهد شد.

دولت نهم در يك نگاه
احمدی نژاد رییس جمهوری است که با هر نقد و تشریح در دو عرصه داخل و بین الملل کنشگری هي خاص خود را داشته است. شاید به دلیل کم بودن فرصت‏های پیش رو در هر دو عرصه واقع امکان چالش منفی سیاسی را نداشته باشد اما بی تردید رفتارها و گفتمان وی طرفداران و گاهی مخالفانی را به وجود آورده است.
سفرهای استانی وی که نشان از نوعی برنامه ریزی عملیاتی است، اساسا مدیرت و نظارت را تعریفی دیگر نموده و موجب اقداماتی در استان‏ها و شهرستان‏ها گردید. ارتباط صمیمانه خصوصا در استان‏های دور دست، طعم شیرینی برای مردم و رای دهندگان آتی داشته است. گفتمان خارجی وی در مقابل گردنکشی‏ها و دشمنی‏های سلطه گران، چنان نمودی داشته که با وجود جنگ نرم و عملیات روانی دولت‏های مختلف خصوصا اردوگاه سلطه طلبی همراه با آژانس‏های خبری علیه وی، بسیاری از اندیشمندان و مردم دنیا که از فتنه‏ها و کژ اندیشی‏های دموکراسی غربی به ستوه آمده و مایل بودند فریب‏های سیاسی سردمداران خود را به زبانی دیگر بیان کنند را به طرفداری از احمدی نژاد را جذب کرده است. اگر چه ضریب تمایل دولت‏های وابسته به احمدی نژاد کاهش یافت، ولی تمایل ملت‏ها و نخبگان بین المللی به وی افزایش یافت. رفتار مدیریت وی در عرصه اقتصادی و اجتماعی به گونه‏ای بوده که یا باید کارهای خود را تکمیل كند تا جلوه گری مطلوب را نشان دهد، یا هر کس دیگری که بیاید باید شروع مجددی نماید و این یعنی ازدست دادن فرصت. با توجه به نیازها و ضرورت‏ها ی مطرح شده در بندهای یک و دو به نظر نمی‏رسد هر کسی بتواند میدان دار این صحنه باشد.

احمدی نژاد با گفتمان حمایت از ارزش‏های انقلابی فرصت دفاع ازآن را برای خود محفوظ نگه داشته است. در صورت حضور شخصیت‏های سیاسی دیگر، می‏بایست امکان استفاده از سهم این حوزه برای آنان فراهم شود.

گفتمان وحدت یا دولت وحدت ملی مجموعه‏ای بود که اگر چه به سرعت نفی و اثبات شد، ولی به نظر می‏رسد ریشه در تفکر خاصی داشت. ناطق نوری در دوره ریاست جمهوری نهم کلید آن را زد. اگر چه تلاشی جدی برای تبیین آن صورت نگرفت، اما مدعی آن است که چالش‏های سیاسی بین شخصیت‏ها و گروه‏ها نشان از مطالباتی است که سمت و سوی آن می‏تواند در صورت همگرایی به نفع جامعه و توسعه باشد. نوع کنش و واکنش شخصیت‏های سیاسی نسبت به این موضوع نشان از محافظه کاری و یا ملاحظه کاری بود، به نحوی که بدون توجه به مبدا اصلی یعنی طراح موضوع در واکنش‏های تعجیلی سیاست مداران نشان دهنده عدم توافق لازم براین گفتمان است و این که نمی‏تواند ادعای ممتازی در عرصه سیاسی باشد.

نتيجه گيري
ضرورت‏های سیاسی و واقعیت‏های جامعه نیازمند کارکردها و ابزارهای پیشرفته کنش گری سیاسی است. تمام اهالی عرصه سیاست و شاخص‏های سیاسی مدعی هستند احزاب و گروه‏ها در کشور باید تقویت شوند و مفاهمه سیاسی به سوی وحدت پیش رود. این مجموعه زمانی اتفاق می افتد که:
اولا: احزاب و تشکل‏های سیاسی کارکردی اجتماعی در طول زمان نه فقط در دوره انتخابات داشته باشند.
ثانیا: تمرین دموکراسی آنچنان افزایش یابد که رقابت‏های حزبی و گروهی و انتخاباتی منجر به شکاف سیاسی و شکاف انسجام ملی نگردد و خدشه‏ای بر وفاق ملی و اقتدار ملی نزند، در عین حال فرصتی برای دشمنان محسوب نگردد و سبب افزایش رفاقت‏ها و همکاری‏ها بعد از انتخابات شود.
ثالثا: شخصیت‏ها و احزاب سیاسی تمرین کار با غیر خود را جایگزین تفکر عبور از غیر خود کند تا اگر چنانچه در رقابت‏ها موفق نشدند، دشمنی و جدایی گریبانگیر ایشان نشود.
رابعا: اشخاص، گروه‏ها و نهادها تلاش نمایند در طول زمان با بروز و ظهور و کارکرد اجتماعی خود به مردم نشان دهند اعتبار آنان در گرو امکانات دولتی و عمومی دولتی نیست، بلکه از خود آنان و تلاش‏هایشان باید برداشت و ترسیم‏های ذهنی صورت پذیرد.
خامسا: گروه‏ها و شخصیت‏ها به خوبی نیازها، تهدیدات ، فرصت‏ها و ضرورت‏های کشور را شناسایی كند.

واقعیت این است در حالی که ضرورت گرم شدن فضا برای حضور و مشارکت مردم در انتخابات لازم است، احزاب و شخصیت‏ها تا کنون ادعای ممتازی از خود مطرح نکرده‏اند. البته نمی‏توان منکر فرصت‏ها برای احمدی نژاد شد. به نظر می‏رسد مجموع کنش‏ها و واکنش‏های شخصیت‏های سیاسی، موجب تقسیم آرا و سهم اکثریتی آقای احمدی نژاد خواهد شد. براین مبنا لازم است
مواظبت شود تا تقسیم آرا موجب حضور رییس جمهور اکثریتی ولی کم قدرت نشود، امکان بهره گیری از ظرفیت احزاب و گروه‏ها به وسیله رییس جمهور فراهم شده و احزاب و گروه‏ها امکان کار با رقیب را در دستور کار قرار دهند، احزاب و شخصیت‏ها در رقابت‏ها و فعالیت‏های انتخاباتی، مردم را به مشترکات و منافع ملی رهنمون سازند و موجب افزایش ضریب اطمینان آنان به آینده شوند و از شیطنت‏های دشمنان داخلی و خارجی غافل نماند.

موضوعات: گاه نوشت

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *