گامهای رو به جلو در فضای سیاسی حاضر در ايران، شمارش معکوسی است برای اتمام دوره نهم ریاست جمهوری. آغاز هیجانها و وزن کشی سیاسی احزاب و گروههاي مختلف دلیلی بر این مدعا است. به نظر میرسد تحلیل اوضاع میتواند تا حدودی ترسيمي از آينده نه چندان معلوم باشد، زیرا واقعیتها و حقایق درون گر.ه هاي سياسي به ویژه در دو رقيب انتخاباتي اصلاح طلبان و اصول گرایان، ظرفیتها و تواناییهای اردوگاه ها را محك زد. در عین حال به خوبی میتوان دریافت تعرضات و اختلافات سليقه اي مانع از تصمیم گیری جدی و اصولی آنان است، ابهامهایی که نمیتواند به خوبی راهها و پیش بینیهای آماری را مطابق میل این افراد آسان كند.در اين راستا مي توان حقایق و واقعیتها را به طور مختصر و تا حدودی منطبق با ریاضیات سیاسی بررسی كارشناسي کرد نه پيش بيني.
انتخابات ايران و ديدگاه جهاني و فضاي پيچيده بين المللي و استراتژیهاي کشورهای سلطه گر برای رفع و دفع مقاومت هاي موجود و احتمالي سبب تمايل آنهاجهت تحكيم همبستگي با برخي از كشور ها و واحد هاي سياسي به شدت دنبال میشود که نماد آن را در تقابل با موضوع انرژی هستهای و نوار غزه و مقاومت فلسطینیان مشاهده کرد.
استثمار جهاني در اين ميان عزم خود را در رسیدن به استراتژیهای خود در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی علمی جزم کردهاند تا بتوانندكنش ها و واكنش هاي جمهوری اسلامی را در معادلات بین المللی و منطقه اي پيش بيني و خنثي كنند. در اين راستا اگر جمهوری اسلای بخواهد عزت خود را با حکمت بین المللی در هم آمیخته و اقتداری را در نطفه داشته باشد، باید به گونهای رفتار كرده که تسلیم نشود و مقتدرانه نماد پیدا کند و هیچ بهانهای برای سوء استفاده به رقباي سياسي و تجاري خود ندهد. البته نا کارآمدیهای نظامهای بینالمللی و رفتارهای گروههای همگرا و اتحادیههای سازمان یافته متعارف جهانی، فرصت مناسبی برای تنظیم كنش و واكنش ایران اسلامی در عرصه جهاني است. لرزه و شکست نظام اقتصادی اروپا و آمریکا، سوء استفادهها و رفتارهای نامناسب با ايجاد موج نفرت عمومی را میتوان نمونهای از این فرصتها عنوان کرد.
انتخابات ايران و ضرورتهاي برنامه هاي توسعه اي و نیازهای داخلی کشور که در قالب سند چشم انداز و سیاستهای برنامه گذشته خصوصا برنامه چهارم خود نمایی کرده، اینک بستر لازم براي تبين عملکردهای قوای سه گانه تحت تكفل دولت را با قابلیت ارزیابی به فضای سیاسی کشور فراهم کرده است.كه مي توان در هم ریختگی اوضاع اقتصادی کشور اشاره كرد،اگر چه ظاهرا نشان از بعضی از مسائل ناهنجارمند در روند اقتصادی میدهد اما به زعم برخی بیانگر عزمی راسخ جهت تغییر و تحول یا انقلاب اقتصای است. طبیعتا هر تغییربا خود مقاومت و یا در هم ریختگی هايي را در پي دارد. در اين راستا آسیبها و مشکلات در فضای اقتصادی كنوني که با وجود ریشه طولانی آن در سالیان گذشته، به حساب دولت و کنشگران مسوول گذاشته میشود. تورم، بسته بودن فضای کسب و کار، فشارهای مختلف اقتصادی، نیاز های سرمایه گذاری، ضرورتهای جانبی اقتصاد از جمله سامانههای بورس، بانک، بیمه، گمرک، هدفمند کردن یارانه، تغییر دو دهک پایین جامعه و توسعه صنعتی، تغییر زیر ساختهای نظام اقتصادی، از مطالبات جدی سیاستهای اصل 44 و گاهی سیاستهای برنامه چهارم هستند که هنوز باقی ماندهاند. اکنون سیاستهای برنامه پنجم ابلاغ شده و میبایست برای قانونمندی آن اقدام جدی کرد. به طور کلی، فضای فرهنگی سیاسی اقتصادی و امنیتی کشور با ضرورتهایی از پیش و آسیبهای قابل توجهی در آینده همراه است که باید به خوبی مدیریت و برنامه ریزی شود.
ارزشها و بایدها و نبایدهای درون فرهنگی و برون اعتقادی موجب شده مجموعهای از مطالبات خارج و درون جمهوری اسلامی پدیدار شود. این واقعیتی است که امروز مبارزین و مجاهدین و خسته شدگان از حکومتهای وابسته چشم انتظار استراتژي هاي جمهوری اسلامی هستند تا رفتار و کردار او را الگوی خود قرار دهند و آیندهای نه چندان دور را از آن خود گردانند. کسانی که هنوز حافظه آنان به خوبی یاریشان ميكند، ميدانند استقلال و آزادی آنان مدیون ارزشهای دینی و انقلابی است و گاهی احساس كنند رفتارها و کردارها متضمن ابقا و پویایی ارزشها نیست. اگر چه مرور زمان کمر آنان را خم كرده، اما قامت راست کرده و دست در دست فرزندان و آینده جویان خود، حقوق خود را مطالبه کرده و میخواهند مدیران کشور با برنامههایشان، تضمین عملی برای این موضوع داشته باشند و این امر فضا ی خاصی برای فعالان سیاسی فراهم كرده است. با اين وصف کنش و واکنشهای اردوگاههای سیاسی نشان میدهد مجموعا امکان دست يابي رفاه در آنان اطمیتان بخش نیست. در حالی که زمان نسبتا کوتاهی تا انتخابات باقی است، اصلاح طلبان و اصول گرایان برای معرفی کاندیدای خود به وفاق لازم نرسیدهاند.
اردوگاه اصلاح طلبان
در اردوی اصلاح طلبان، خاتمی، کروبی و میر حسین موسوی شاخص ترین افرادآن هستندکه نوع گفتمان سیاسی گروههای مطرح در این اردوگاه نشان میدهد:
اولا: ارزیابی دقیق و لازمی از امکان موفقیت تفکر حاکم بر خود ندارند، مگر بتوانند کسی را معرفی كنند که مقبولیت وی امکان رای اول را داشته باشد.
ثانیا: دغدغههای موجود در عملکرد گذشته همراه با گفتار عناصر شاخص این اردوگاه خود آسیبی برای معرفی بالغانه آنان است. عملكرد دوران هشت ساله خاتمی در دوره بعد از او با راي مردم نمره بسيار پاييني گرفت و تجمع همه آرای اصلاح طلبان ، در شكست انتخاباتي هاشمی رفسنجانی تبلور یافت. در اين راستا اتفاقات 4 سال گذشته نمیتواند بهترین بهانه برای فراموش شدن ذهنیت مردم و برگشت آنان از استقبال خاتمی باشد، اگر چه خصوصیت رفتاری و شخصیتی خاتمی ممکن است قابل توجه باشد.
از سوي ديگر کار کرد کروبی در مجلس پنجم، نمادی غیر از آنچه خاتمی دنبال میکرد، نداشت. اگر چه سلامت برخورد کروبی با آحاد مردم قابل ملاحظه است، اما کنش و منش سیاسی و مدیریتی وی به گونهای است که حتی از دید اردوگاه اصلاح طلبان مقبولیت لازم را ندارد. البته این مسئله قابل بررسی و تامل است. چرا كه حزب اعتماد ملی در فضای کم حزبی و یا ضعف تشکلهای سیاسی جامعه از ظهور و بروز قابل توجهی برخوردار شده اما هیچ ایده جديدي براي كنترل فضاي سياسي موجود از جانب وي ارائه نشده است.
در عين حال میر حسین موسوی که تا چند ماه گذشته حضور خود را در عرصه انتخابات منکر میشد و همه تجربه هاي تلخ و شیرین خود در دوره نخست وزیری را به برخی سازمانها و گروهها منتقل مي كردو خروج از جرگه كارشناسي و گاهي نظريه پردازي ، با بیان احتمال حضور خود نظریه پردازان سیاسی را به کنش و واکنش فرا خواند. افراد بسیاری کار کرد نسبی چپ گرایانهای از وی را سراغ دارند و نمیتوانند همراهی خطوط جنبش مسلمانان مبارز را در برخی از وابستگیهای وی دور بدانند. وی به هیچ عنوان نمیتواند با تفکری غیر اصول گرایانه وارد میدان سیاسی شود. تفکر دیروز میر حسین موسوی در ساختار و شیوه نو، باید مدعی رفع نیازها و دغدغههای کنونی جامعه باشد و نمیتوان آن را با ادعاهای اصلاح طلبانه همراه کرد. میتوان تصور كرد کوپنی شدن اقتصاد جامعه و پدید آمدن نو کیسهها و برخی کاستیها و رفتار های سیاسی، موجب شده بود كه رییس جمهور دوره سوم و چهارم، مایل به انتخاب وی به عنوان نخست وزیر نباشند.
اردوگاه اصول گرایان
در اردوگاه اصول گرایان افراد شاخص بیشتری وجود دارند. اما وفاق نداشتن آنان آسیبهای زيادي را متوجه آنها كرده است. شاید بتوان شاخصهای این اردوگاه که احتمال حضور آنان در انتخابات ریاست جمهوری ولایتی، لاریجانی، توکلی، محسن رضایی، قالیباف و احمدی نژاد دانست. اجازه بدهید سهم احمدی نژاد را به دلیل موقعیت فعلی در قسمت دیگری مورد بحث قرار دهیم، زیرا اصولا حضور سایر افراد در این اردوگاه به منزله قبول خود برای ریاست جمهوری و مقبول نبودن رييس دولت فعلی است. سابقه تاریخی نشان میدهد تمام کنش گریهای این گروه که اتفاقا بر مبنای نقد گروه مقابل است، برای وفاق و وحدت بی اثر نبوده است. این کنش با پرچم داري ناطق نوری با وجود استقبال اولیه به نتیجه مطلوب ثانوی نرسیده است. بعید به نظر میرسد کنشها و واکنشها موجب شود هر یک از افراد زمینه انتخابات دیگری را فراهم آورد. این در حالی است که مجموعه غیر احمدی نژاد در اردوگاه اصول گرایان نمیتوانند احمدی نژاد را غیر اصول گرا معرفی كنند و در صورت حضور خود باید دلایلی را بر عدم کارایی وی و یا حد اقل امتیازات ویژهای را بیان كرده که موجب استقبال مردم شود. از سوی دیگر، اگر چه شاخصهای این اردوگاه از ظرفیتها و عملکردهای قابل قبولی در زمان خود برخوردار بودهاند، اما رويكرد سياسي ولایتی در ایجاد روابط بین الملل و کنش گری مقبول در زمان خود قابل دفاع است ولي هیچ گونه سابقهای از حضور و بروز این شخصیت عالم به سیاست بین المللی و پزشکی و تاریخی در مدیریت اقتصادی فرهنگی و اجتماعی که بتواند انطباقی با سیاستها و نیازهای آینده داشته باشد، وجود ندارد. قاعدتا وی نمیتواند همه اذهان و افکار را با ادعایی جدید به سوی خود معطوف كند. در اين ميان لاریجانی که در پیچ و خم فعالیتهای گذشته خود کنش گری سیاسی قابل ملاحظهای را در مسوولیت دبیری شورای امنیت ملی نشان داد، لاجرم با رییس جمهور به مناقشه گفتمانی دچار شد تا جایی که رییس دولت نهم ضرورتا و یا اساسا، گفتمان هستهای و یا خارجی را در عرصه بین المللی تغییر داد. همچنين گفتنیها و عملکرد وی در مجلس هفتم، نمادی متفاوت و تعیین کننده در راستای ضرورتهای افکار عمومی نداشته است تا بتواند نظر اردوگاه خود را به خود جلب كند.
در عين حال محسن رضایی که مدیریت با كياست خود در سپاه پاسداران به اثبات رساند، با زیرکی و هوشیاری بر دبیری مجمع تشخیص مصلحت تکیه زد، در اقتصاد، اطلاعات و علم خود را تکمیل و خود را مجهز به گفتمانی مناسب و معتدل كرد و همواره آمادگی خود را برای واگذاری زمینه تلاش سیاسی برای دیگران در آخرین لحظات داشته است. آن چه در مرور وی باید در نظر داشت چه از قبل و چه در حال حاضر، از مقبولیت و استقبال لازم سیاسی در افکار عمومی برخوردار نیست و دانش و ظرفیتهای وی هیچ گونه توازنی با برداشت جامعه از وی ندارد. البته این وضعیت هرگز از ارزشهای وی نخواهد کاست.
احمد توکلی در مجلس ششم و هفتم در جرگه ژنرالها شناخته شد و بیشتر با نظرات صریح و گاهی تند به خود سمت ناظر اقتصادي داد. وی اگر چه دارای روحیه سلیم و رفتار مناسبی است و دلسوزیها و رفتارهایش در مرکز پژوهشهای مجلس پشتوانه مناسبی را برای گفتمان انتقادی فراهم کرد، اما پایداری وی از یک سو و نوع رفتار سیاسیاش در گذشته، نشان از استقبال قابل ملاحظه ندارد.
قالیباف که در تلاش و کوشش انقلابی مثال زدنی است و در دوره قبل خود رقیبی جدی بود، چالشهای رقابت را تا این زمان همراه خود داشته و این به معنای وجود فرصتهای مخالفت با وی است که قاعدتا مانع از آرای ممتاز اول خواهد بود.
بررسي ریاضیات سیاسی از ملاحظاتی است که باید فعالان و کنش گران سیاسی بدانند. اگر چه شاخصهای مطرح شده در هر دو اردوگاه تاکنون بر سبیل فعالیتهای دولتی خود تجربه سیاسی کسب كردهاند، اما به نظر میرسد فقدان دانش ریاضی سیاسی همواره باعث شده است از آنان نمادهای قدرتمند چه در قالب شخصیت حقیقی، یعنی خود آنان، و چه در قالب شخصیت حقوقی، یعنی احزاب و گروهها، نمایان نسازد، زیرا
اولا: کارکرد احزاب پس از انقلاب و خصوصا دهه اخیر، در فرایند اجتماعی موثر نبوده و احزاب کارکرد ملموسی نداشتهاند تامردم آنان را باور داشته باشند.
ثانیا: شخصیتهای شاخص در حوزه سیاسی در فضای افکار عمومی پایدار به حزب و گروه خود نبوده و اصراری بر حزبی و گروهی بودن خود نداشتهاند.
ثالثا: هرگز با رقیب موفق در عرصه سیاسی کاری را تمرین نکرده و تا آخر مخالفت و رقابت خود را شخصا و یا در قالب حزب ادامه دادهاند و این یعنی رفتاری کاملا غیر دموکراتیک. وقتی عرصه انتخابات و رقابت گرم و داغ است، موافق و مخالف هردو حاضر شده و این مردم هستند که انتخاب میکنند و پس از مردم، تنفیذ حکم ریاست جمهور به وسیله ولایت امر که نشانگر شرعی بودن آن است، بهترین نماد پذیرش و حمایت از دولت و رییس جمهور است. تا کنون کمتر مشاهده شده گروه یا شخص رقیب در انتخابات ریاست جمهوری، رفیق همراه وی بعد از اتنخابات شود. این رفتار، فرمول زیر را نشان میدهد که اگر رییس جمهور عدد 1 و رقیب (حزب یا شخص) عدد 1 یا 0 ( صفر به منزله بی خاصیتی ) باشد، شرایط زیر متصور است:
1) 2= 1+1
2) 1=1+0
3) 0=1-1
تصور یک بدین معنا است که گروه رقیب اینک آمادگی کمک کردن دارد و با کمک خود ظرفیت سیاسی و مدیریتی را افزایش داده و موجب افزایش ضریب همبستگی و اقتدار ملی میشود. در گزینه دوم، گروه رقیب هیچ خاصیتی از خود نشان نمیدهد و کاملا در سکوت سیاسی گوشه گیر میشود. در نتیجه همه ظرفیتها از آن کسی است که در عرصه موفق شده و مسولی را بر عهده گرفته است. در تصویر سوم، گروه یا شخصیت رقیب، مخالفت خود را در بی اثر کردن ظرفیتهای دیگری که در عرصه رقابت موفق شده است به کار میبرد و کاهش ضریب همبستگی و اقتدار ملی خواهد را سبب خواهد شد.
دولت نهم در يك نگاه
احمدی نژاد رییس جمهوری است که با هر نقد و تشریح در دو عرصه داخل و بین الملل کنشگری هي خاص خود را داشته است. شاید به دلیل کم بودن فرصتهای پیش رو در هر دو عرصه واقع امکان چالش منفی سیاسی را نداشته باشد اما بی تردید رفتارها و گفتمان وی طرفداران و گاهی مخالفانی را به وجود آورده است.
سفرهای استانی وی که نشان از نوعی برنامه ریزی عملیاتی است، اساسا مدیرت و نظارت را تعریفی دیگر نموده و موجب اقداماتی در استانها و شهرستانها گردید. ارتباط صمیمانه خصوصا در استانهای دور دست، طعم شیرینی برای مردم و رای دهندگان آتی داشته است. گفتمان خارجی وی در مقابل گردنکشیها و دشمنیهای سلطه گران، چنان نمودی داشته که با وجود جنگ نرم و عملیات روانی دولتهای مختلف خصوصا اردوگاه سلطه طلبی همراه با آژانسهای خبری علیه وی، بسیاری از اندیشمندان و مردم دنیا که از فتنهها و کژ اندیشیهای دموکراسی غربی به ستوه آمده و مایل بودند فریبهای سیاسی سردمداران خود را به زبانی دیگر بیان کنند را به طرفداری از احمدی نژاد را جذب کرده است. اگر چه ضریب تمایل دولتهای وابسته به احمدی نژاد کاهش یافت، ولی تمایل ملتها و نخبگان بین المللی به وی افزایش یافت. رفتار مدیریت وی در عرصه اقتصادی و اجتماعی به گونهای بوده که یا باید کارهای خود را تکمیل كند تا جلوه گری مطلوب را نشان دهد، یا هر کس دیگری که بیاید باید شروع مجددی نماید و این یعنی ازدست دادن فرصت. با توجه به نیازها و ضرورتها ی مطرح شده در بندهای یک و دو به نظر نمیرسد هر کسی بتواند میدان دار این صحنه باشد.
احمدی نژاد با گفتمان حمایت از ارزشهای انقلابی فرصت دفاع ازآن را برای خود محفوظ نگه داشته است. در صورت حضور شخصیتهای سیاسی دیگر، میبایست امکان استفاده از سهم این حوزه برای آنان فراهم شود.
گفتمان وحدت یا دولت وحدت ملی مجموعهای بود که اگر چه به سرعت نفی و اثبات شد، ولی به نظر میرسد ریشه در تفکر خاصی داشت. ناطق نوری در دوره ریاست جمهوری نهم کلید آن را زد. اگر چه تلاشی جدی برای تبیین آن صورت نگرفت، اما مدعی آن است که چالشهای سیاسی بین شخصیتها و گروهها نشان از مطالباتی است که سمت و سوی آن میتواند در صورت همگرایی به نفع جامعه و توسعه باشد. نوع کنش و واکنش شخصیتهای سیاسی نسبت به این موضوع نشان از محافظه کاری و یا ملاحظه کاری بود، به نحوی که بدون توجه به مبدا اصلی یعنی طراح موضوع در واکنشهای تعجیلی سیاست مداران نشان دهنده عدم توافق لازم براین گفتمان است و این که نمیتواند ادعای ممتازی در عرصه سیاسی باشد.
نتيجه گيري
ضرورتهای سیاسی و واقعیتهای جامعه نیازمند کارکردها و ابزارهای پیشرفته کنش گری سیاسی است. تمام اهالی عرصه سیاست و شاخصهای سیاسی مدعی هستند احزاب و گروهها در کشور باید تقویت شوند و مفاهمه سیاسی به سوی وحدت پیش رود. این مجموعه زمانی اتفاق می افتد که:
اولا: احزاب و تشکلهای سیاسی کارکردی اجتماعی در طول زمان نه فقط در دوره انتخابات داشته باشند.
ثانیا: تمرین دموکراسی آنچنان افزایش یابد که رقابتهای حزبی و گروهی و انتخاباتی منجر به شکاف سیاسی و شکاف انسجام ملی نگردد و خدشهای بر وفاق ملی و اقتدار ملی نزند، در عین حال فرصتی برای دشمنان محسوب نگردد و سبب افزایش رفاقتها و همکاریها بعد از انتخابات شود.
ثالثا: شخصیتها و احزاب سیاسی تمرین کار با غیر خود را جایگزین تفکر عبور از غیر خود کند تا اگر چنانچه در رقابتها موفق نشدند، دشمنی و جدایی گریبانگیر ایشان نشود.
رابعا: اشخاص، گروهها و نهادها تلاش نمایند در طول زمان با بروز و ظهور و کارکرد اجتماعی خود به مردم نشان دهند اعتبار آنان در گرو امکانات دولتی و عمومی دولتی نیست، بلکه از خود آنان و تلاشهایشان باید برداشت و ترسیمهای ذهنی صورت پذیرد.
خامسا: گروهها و شخصیتها به خوبی نیازها، تهدیدات ، فرصتها و ضرورتهای کشور را شناسایی كند.
واقعیت این است در حالی که ضرورت گرم شدن فضا برای حضور و مشارکت مردم در انتخابات لازم است، احزاب و شخصیتها تا کنون ادعای ممتازی از خود مطرح نکردهاند. البته نمیتوان منکر فرصتها برای احمدی نژاد شد. به نظر میرسد مجموع کنشها و واکنشهای شخصیتهای سیاسی، موجب تقسیم آرا و سهم اکثریتی آقای احمدی نژاد خواهد شد. براین مبنا لازم است
مواظبت شود تا تقسیم آرا موجب حضور رییس جمهور اکثریتی ولی کم قدرت نشود، امکان بهره گیری از ظرفیت احزاب و گروهها به وسیله رییس جمهور فراهم شده و احزاب و گروهها امکان کار با رقیب را در دستور کار قرار دهند، احزاب و شخصیتها در رقابتها و فعالیتهای انتخاباتی، مردم را به مشترکات و منافع ملی رهنمون سازند و موجب افزایش ضریب اطمینان آنان به آینده شوند و از شیطنتهای دشمنان داخلی و خارجی غافل نماند.
انتخابات ايران و ديدگاه جهاني و فضاي پيچيده بين المللي و استراتژیهاي کشورهای سلطه گر برای رفع و دفع مقاومت هاي موجود و احتمالي سبب تمايل آنهاجهت تحكيم همبستگي با برخي از كشور ها و واحد هاي سياسي به شدت دنبال میشود که نماد آن را در تقابل با موضوع انرژی هستهای و نوار غزه و مقاومت فلسطینیان مشاهده کرد.
استثمار جهاني در اين ميان عزم خود را در رسیدن به استراتژیهای خود در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی علمی جزم کردهاند تا بتوانندكنش ها و واكنش هاي جمهوری اسلامی را در معادلات بین المللی و منطقه اي پيش بيني و خنثي كنند. در اين راستا اگر جمهوری اسلای بخواهد عزت خود را با حکمت بین المللی در هم آمیخته و اقتداری را در نطفه داشته باشد، باید به گونهای رفتار كرده که تسلیم نشود و مقتدرانه نماد پیدا کند و هیچ بهانهای برای سوء استفاده به رقباي سياسي و تجاري خود ندهد. البته نا کارآمدیهای نظامهای بینالمللی و رفتارهای گروههای همگرا و اتحادیههای سازمان یافته متعارف جهانی، فرصت مناسبی برای تنظیم كنش و واكنش ایران اسلامی در عرصه جهاني است. لرزه و شکست نظام اقتصادی اروپا و آمریکا، سوء استفادهها و رفتارهای نامناسب با ايجاد موج نفرت عمومی را میتوان نمونهای از این فرصتها عنوان کرد.
انتخابات ايران و ضرورتهاي برنامه هاي توسعه اي و نیازهای داخلی کشور که در قالب سند چشم انداز و سیاستهای برنامه گذشته خصوصا برنامه چهارم خود نمایی کرده، اینک بستر لازم براي تبين عملکردهای قوای سه گانه تحت تكفل دولت را با قابلیت ارزیابی به فضای سیاسی کشور فراهم کرده است.كه مي توان در هم ریختگی اوضاع اقتصادی کشور اشاره كرد،اگر چه ظاهرا نشان از بعضی از مسائل ناهنجارمند در روند اقتصادی میدهد اما به زعم برخی بیانگر عزمی راسخ جهت تغییر و تحول یا انقلاب اقتصای است. طبیعتا هر تغییربا خود مقاومت و یا در هم ریختگی هايي را در پي دارد. در اين راستا آسیبها و مشکلات در فضای اقتصادی كنوني که با وجود ریشه طولانی آن در سالیان گذشته، به حساب دولت و کنشگران مسوول گذاشته میشود. تورم، بسته بودن فضای کسب و کار، فشارهای مختلف اقتصادی، نیاز های سرمایه گذاری، ضرورتهای جانبی اقتصاد از جمله سامانههای بورس، بانک، بیمه، گمرک، هدفمند کردن یارانه، تغییر دو دهک پایین جامعه و توسعه صنعتی، تغییر زیر ساختهای نظام اقتصادی، از مطالبات جدی سیاستهای اصل 44 و گاهی سیاستهای برنامه چهارم هستند که هنوز باقی ماندهاند. اکنون سیاستهای برنامه پنجم ابلاغ شده و میبایست برای قانونمندی آن اقدام جدی کرد. به طور کلی، فضای فرهنگی سیاسی اقتصادی و امنیتی کشور با ضرورتهایی از پیش و آسیبهای قابل توجهی در آینده همراه است که باید به خوبی مدیریت و برنامه ریزی شود.
ارزشها و بایدها و نبایدهای درون فرهنگی و برون اعتقادی موجب شده مجموعهای از مطالبات خارج و درون جمهوری اسلامی پدیدار شود. این واقعیتی است که امروز مبارزین و مجاهدین و خسته شدگان از حکومتهای وابسته چشم انتظار استراتژي هاي جمهوری اسلامی هستند تا رفتار و کردار او را الگوی خود قرار دهند و آیندهای نه چندان دور را از آن خود گردانند. کسانی که هنوز حافظه آنان به خوبی یاریشان ميكند، ميدانند استقلال و آزادی آنان مدیون ارزشهای دینی و انقلابی است و گاهی احساس كنند رفتارها و کردارها متضمن ابقا و پویایی ارزشها نیست. اگر چه مرور زمان کمر آنان را خم كرده، اما قامت راست کرده و دست در دست فرزندان و آینده جویان خود، حقوق خود را مطالبه کرده و میخواهند مدیران کشور با برنامههایشان، تضمین عملی برای این موضوع داشته باشند و این امر فضا ی خاصی برای فعالان سیاسی فراهم كرده است. با اين وصف کنش و واکنشهای اردوگاههای سیاسی نشان میدهد مجموعا امکان دست يابي رفاه در آنان اطمیتان بخش نیست. در حالی که زمان نسبتا کوتاهی تا انتخابات باقی است، اصلاح طلبان و اصول گرایان برای معرفی کاندیدای خود به وفاق لازم نرسیدهاند.
اردوگاه اصلاح طلبان
در اردوی اصلاح طلبان، خاتمی، کروبی و میر حسین موسوی شاخص ترین افرادآن هستندکه نوع گفتمان سیاسی گروههای مطرح در این اردوگاه نشان میدهد:
اولا: ارزیابی دقیق و لازمی از امکان موفقیت تفکر حاکم بر خود ندارند، مگر بتوانند کسی را معرفی كنند که مقبولیت وی امکان رای اول را داشته باشد.
ثانیا: دغدغههای موجود در عملکرد گذشته همراه با گفتار عناصر شاخص این اردوگاه خود آسیبی برای معرفی بالغانه آنان است. عملكرد دوران هشت ساله خاتمی در دوره بعد از او با راي مردم نمره بسيار پاييني گرفت و تجمع همه آرای اصلاح طلبان ، در شكست انتخاباتي هاشمی رفسنجانی تبلور یافت. در اين راستا اتفاقات 4 سال گذشته نمیتواند بهترین بهانه برای فراموش شدن ذهنیت مردم و برگشت آنان از استقبال خاتمی باشد، اگر چه خصوصیت رفتاری و شخصیتی خاتمی ممکن است قابل توجه باشد.
از سوي ديگر کار کرد کروبی در مجلس پنجم، نمادی غیر از آنچه خاتمی دنبال میکرد، نداشت. اگر چه سلامت برخورد کروبی با آحاد مردم قابل ملاحظه است، اما کنش و منش سیاسی و مدیریتی وی به گونهای است که حتی از دید اردوگاه اصلاح طلبان مقبولیت لازم را ندارد. البته این مسئله قابل بررسی و تامل است. چرا كه حزب اعتماد ملی در فضای کم حزبی و یا ضعف تشکلهای سیاسی جامعه از ظهور و بروز قابل توجهی برخوردار شده اما هیچ ایده جديدي براي كنترل فضاي سياسي موجود از جانب وي ارائه نشده است.
در عين حال میر حسین موسوی که تا چند ماه گذشته حضور خود را در عرصه انتخابات منکر میشد و همه تجربه هاي تلخ و شیرین خود در دوره نخست وزیری را به برخی سازمانها و گروهها منتقل مي كردو خروج از جرگه كارشناسي و گاهي نظريه پردازي ، با بیان احتمال حضور خود نظریه پردازان سیاسی را به کنش و واکنش فرا خواند. افراد بسیاری کار کرد نسبی چپ گرایانهای از وی را سراغ دارند و نمیتوانند همراهی خطوط جنبش مسلمانان مبارز را در برخی از وابستگیهای وی دور بدانند. وی به هیچ عنوان نمیتواند با تفکری غیر اصول گرایانه وارد میدان سیاسی شود. تفکر دیروز میر حسین موسوی در ساختار و شیوه نو، باید مدعی رفع نیازها و دغدغههای کنونی جامعه باشد و نمیتوان آن را با ادعاهای اصلاح طلبانه همراه کرد. میتوان تصور كرد کوپنی شدن اقتصاد جامعه و پدید آمدن نو کیسهها و برخی کاستیها و رفتار های سیاسی، موجب شده بود كه رییس جمهور دوره سوم و چهارم، مایل به انتخاب وی به عنوان نخست وزیر نباشند.
اردوگاه اصول گرایان
در اردوگاه اصول گرایان افراد شاخص بیشتری وجود دارند. اما وفاق نداشتن آنان آسیبهای زيادي را متوجه آنها كرده است. شاید بتوان شاخصهای این اردوگاه که احتمال حضور آنان در انتخابات ریاست جمهوری ولایتی، لاریجانی، توکلی، محسن رضایی، قالیباف و احمدی نژاد دانست. اجازه بدهید سهم احمدی نژاد را به دلیل موقعیت فعلی در قسمت دیگری مورد بحث قرار دهیم، زیرا اصولا حضور سایر افراد در این اردوگاه به منزله قبول خود برای ریاست جمهوری و مقبول نبودن رييس دولت فعلی است. سابقه تاریخی نشان میدهد تمام کنش گریهای این گروه که اتفاقا بر مبنای نقد گروه مقابل است، برای وفاق و وحدت بی اثر نبوده است. این کنش با پرچم داري ناطق نوری با وجود استقبال اولیه به نتیجه مطلوب ثانوی نرسیده است. بعید به نظر میرسد کنشها و واکنشها موجب شود هر یک از افراد زمینه انتخابات دیگری را فراهم آورد. این در حالی است که مجموعه غیر احمدی نژاد در اردوگاه اصول گرایان نمیتوانند احمدی نژاد را غیر اصول گرا معرفی كنند و در صورت حضور خود باید دلایلی را بر عدم کارایی وی و یا حد اقل امتیازات ویژهای را بیان كرده که موجب استقبال مردم شود. از سوی دیگر، اگر چه شاخصهای این اردوگاه از ظرفیتها و عملکردهای قابل قبولی در زمان خود برخوردار بودهاند، اما رويكرد سياسي ولایتی در ایجاد روابط بین الملل و کنش گری مقبول در زمان خود قابل دفاع است ولي هیچ گونه سابقهای از حضور و بروز این شخصیت عالم به سیاست بین المللی و پزشکی و تاریخی در مدیریت اقتصادی فرهنگی و اجتماعی که بتواند انطباقی با سیاستها و نیازهای آینده داشته باشد، وجود ندارد. قاعدتا وی نمیتواند همه اذهان و افکار را با ادعایی جدید به سوی خود معطوف كند. در اين ميان لاریجانی که در پیچ و خم فعالیتهای گذشته خود کنش گری سیاسی قابل ملاحظهای را در مسوولیت دبیری شورای امنیت ملی نشان داد، لاجرم با رییس جمهور به مناقشه گفتمانی دچار شد تا جایی که رییس دولت نهم ضرورتا و یا اساسا، گفتمان هستهای و یا خارجی را در عرصه بین المللی تغییر داد. همچنين گفتنیها و عملکرد وی در مجلس هفتم، نمادی متفاوت و تعیین کننده در راستای ضرورتهای افکار عمومی نداشته است تا بتواند نظر اردوگاه خود را به خود جلب كند.
در عين حال محسن رضایی که مدیریت با كياست خود در سپاه پاسداران به اثبات رساند، با زیرکی و هوشیاری بر دبیری مجمع تشخیص مصلحت تکیه زد، در اقتصاد، اطلاعات و علم خود را تکمیل و خود را مجهز به گفتمانی مناسب و معتدل كرد و همواره آمادگی خود را برای واگذاری زمینه تلاش سیاسی برای دیگران در آخرین لحظات داشته است. آن چه در مرور وی باید در نظر داشت چه از قبل و چه در حال حاضر، از مقبولیت و استقبال لازم سیاسی در افکار عمومی برخوردار نیست و دانش و ظرفیتهای وی هیچ گونه توازنی با برداشت جامعه از وی ندارد. البته این وضعیت هرگز از ارزشهای وی نخواهد کاست.
احمد توکلی در مجلس ششم و هفتم در جرگه ژنرالها شناخته شد و بیشتر با نظرات صریح و گاهی تند به خود سمت ناظر اقتصادي داد. وی اگر چه دارای روحیه سلیم و رفتار مناسبی است و دلسوزیها و رفتارهایش در مرکز پژوهشهای مجلس پشتوانه مناسبی را برای گفتمان انتقادی فراهم کرد، اما پایداری وی از یک سو و نوع رفتار سیاسیاش در گذشته، نشان از استقبال قابل ملاحظه ندارد.
قالیباف که در تلاش و کوشش انقلابی مثال زدنی است و در دوره قبل خود رقیبی جدی بود، چالشهای رقابت را تا این زمان همراه خود داشته و این به معنای وجود فرصتهای مخالفت با وی است که قاعدتا مانع از آرای ممتاز اول خواهد بود.
بررسي ریاضیات سیاسی از ملاحظاتی است که باید فعالان و کنش گران سیاسی بدانند. اگر چه شاخصهای مطرح شده در هر دو اردوگاه تاکنون بر سبیل فعالیتهای دولتی خود تجربه سیاسی کسب كردهاند، اما به نظر میرسد فقدان دانش ریاضی سیاسی همواره باعث شده است از آنان نمادهای قدرتمند چه در قالب شخصیت حقیقی، یعنی خود آنان، و چه در قالب شخصیت حقوقی، یعنی احزاب و گروهها، نمایان نسازد، زیرا
اولا: کارکرد احزاب پس از انقلاب و خصوصا دهه اخیر، در فرایند اجتماعی موثر نبوده و احزاب کارکرد ملموسی نداشتهاند تامردم آنان را باور داشته باشند.
ثانیا: شخصیتهای شاخص در حوزه سیاسی در فضای افکار عمومی پایدار به حزب و گروه خود نبوده و اصراری بر حزبی و گروهی بودن خود نداشتهاند.
ثالثا: هرگز با رقیب موفق در عرصه سیاسی کاری را تمرین نکرده و تا آخر مخالفت و رقابت خود را شخصا و یا در قالب حزب ادامه دادهاند و این یعنی رفتاری کاملا غیر دموکراتیک. وقتی عرصه انتخابات و رقابت گرم و داغ است، موافق و مخالف هردو حاضر شده و این مردم هستند که انتخاب میکنند و پس از مردم، تنفیذ حکم ریاست جمهور به وسیله ولایت امر که نشانگر شرعی بودن آن است، بهترین نماد پذیرش و حمایت از دولت و رییس جمهور است. تا کنون کمتر مشاهده شده گروه یا شخص رقیب در انتخابات ریاست جمهوری، رفیق همراه وی بعد از اتنخابات شود. این رفتار، فرمول زیر را نشان میدهد که اگر رییس جمهور عدد 1 و رقیب (حزب یا شخص) عدد 1 یا 0 ( صفر به منزله بی خاصیتی ) باشد، شرایط زیر متصور است:
1) 2= 1+1
2) 1=1+0
3) 0=1-1
تصور یک بدین معنا است که گروه رقیب اینک آمادگی کمک کردن دارد و با کمک خود ظرفیت سیاسی و مدیریتی را افزایش داده و موجب افزایش ضریب همبستگی و اقتدار ملی میشود. در گزینه دوم، گروه رقیب هیچ خاصیتی از خود نشان نمیدهد و کاملا در سکوت سیاسی گوشه گیر میشود. در نتیجه همه ظرفیتها از آن کسی است که در عرصه موفق شده و مسولی را بر عهده گرفته است. در تصویر سوم، گروه یا شخصیت رقیب، مخالفت خود را در بی اثر کردن ظرفیتهای دیگری که در عرصه رقابت موفق شده است به کار میبرد و کاهش ضریب همبستگی و اقتدار ملی خواهد را سبب خواهد شد.
دولت نهم در يك نگاه
احمدی نژاد رییس جمهوری است که با هر نقد و تشریح در دو عرصه داخل و بین الملل کنشگری هي خاص خود را داشته است. شاید به دلیل کم بودن فرصتهای پیش رو در هر دو عرصه واقع امکان چالش منفی سیاسی را نداشته باشد اما بی تردید رفتارها و گفتمان وی طرفداران و گاهی مخالفانی را به وجود آورده است.
سفرهای استانی وی که نشان از نوعی برنامه ریزی عملیاتی است، اساسا مدیرت و نظارت را تعریفی دیگر نموده و موجب اقداماتی در استانها و شهرستانها گردید. ارتباط صمیمانه خصوصا در استانهای دور دست، طعم شیرینی برای مردم و رای دهندگان آتی داشته است. گفتمان خارجی وی در مقابل گردنکشیها و دشمنیهای سلطه گران، چنان نمودی داشته که با وجود جنگ نرم و عملیات روانی دولتهای مختلف خصوصا اردوگاه سلطه طلبی همراه با آژانسهای خبری علیه وی، بسیاری از اندیشمندان و مردم دنیا که از فتنهها و کژ اندیشیهای دموکراسی غربی به ستوه آمده و مایل بودند فریبهای سیاسی سردمداران خود را به زبانی دیگر بیان کنند را به طرفداری از احمدی نژاد را جذب کرده است. اگر چه ضریب تمایل دولتهای وابسته به احمدی نژاد کاهش یافت، ولی تمایل ملتها و نخبگان بین المللی به وی افزایش یافت. رفتار مدیریت وی در عرصه اقتصادی و اجتماعی به گونهای بوده که یا باید کارهای خود را تکمیل كند تا جلوه گری مطلوب را نشان دهد، یا هر کس دیگری که بیاید باید شروع مجددی نماید و این یعنی ازدست دادن فرصت. با توجه به نیازها و ضرورتها ی مطرح شده در بندهای یک و دو به نظر نمیرسد هر کسی بتواند میدان دار این صحنه باشد.
احمدی نژاد با گفتمان حمایت از ارزشهای انقلابی فرصت دفاع ازآن را برای خود محفوظ نگه داشته است. در صورت حضور شخصیتهای سیاسی دیگر، میبایست امکان استفاده از سهم این حوزه برای آنان فراهم شود.
گفتمان وحدت یا دولت وحدت ملی مجموعهای بود که اگر چه به سرعت نفی و اثبات شد، ولی به نظر میرسد ریشه در تفکر خاصی داشت. ناطق نوری در دوره ریاست جمهوری نهم کلید آن را زد. اگر چه تلاشی جدی برای تبیین آن صورت نگرفت، اما مدعی آن است که چالشهای سیاسی بین شخصیتها و گروهها نشان از مطالباتی است که سمت و سوی آن میتواند در صورت همگرایی به نفع جامعه و توسعه باشد. نوع کنش و واکنش شخصیتهای سیاسی نسبت به این موضوع نشان از محافظه کاری و یا ملاحظه کاری بود، به نحوی که بدون توجه به مبدا اصلی یعنی طراح موضوع در واکنشهای تعجیلی سیاست مداران نشان دهنده عدم توافق لازم براین گفتمان است و این که نمیتواند ادعای ممتازی در عرصه سیاسی باشد.
نتيجه گيري
ضرورتهای سیاسی و واقعیتهای جامعه نیازمند کارکردها و ابزارهای پیشرفته کنش گری سیاسی است. تمام اهالی عرصه سیاست و شاخصهای سیاسی مدعی هستند احزاب و گروهها در کشور باید تقویت شوند و مفاهمه سیاسی به سوی وحدت پیش رود. این مجموعه زمانی اتفاق می افتد که:
اولا: احزاب و تشکلهای سیاسی کارکردی اجتماعی در طول زمان نه فقط در دوره انتخابات داشته باشند.
ثانیا: تمرین دموکراسی آنچنان افزایش یابد که رقابتهای حزبی و گروهی و انتخاباتی منجر به شکاف سیاسی و شکاف انسجام ملی نگردد و خدشهای بر وفاق ملی و اقتدار ملی نزند، در عین حال فرصتی برای دشمنان محسوب نگردد و سبب افزایش رفاقتها و همکاریها بعد از انتخابات شود.
ثالثا: شخصیتها و احزاب سیاسی تمرین کار با غیر خود را جایگزین تفکر عبور از غیر خود کند تا اگر چنانچه در رقابتها موفق نشدند، دشمنی و جدایی گریبانگیر ایشان نشود.
رابعا: اشخاص، گروهها و نهادها تلاش نمایند در طول زمان با بروز و ظهور و کارکرد اجتماعی خود به مردم نشان دهند اعتبار آنان در گرو امکانات دولتی و عمومی دولتی نیست، بلکه از خود آنان و تلاشهایشان باید برداشت و ترسیمهای ذهنی صورت پذیرد.
خامسا: گروهها و شخصیتها به خوبی نیازها، تهدیدات ، فرصتها و ضرورتهای کشور را شناسایی كند.
واقعیت این است در حالی که ضرورت گرم شدن فضا برای حضور و مشارکت مردم در انتخابات لازم است، احزاب و شخصیتها تا کنون ادعای ممتازی از خود مطرح نکردهاند. البته نمیتوان منکر فرصتها برای احمدی نژاد شد. به نظر میرسد مجموع کنشها و واکنشهای شخصیتهای سیاسی، موجب تقسیم آرا و سهم اکثریتی آقای احمدی نژاد خواهد شد. براین مبنا لازم است
مواظبت شود تا تقسیم آرا موجب حضور رییس جمهور اکثریتی ولی کم قدرت نشود، امکان بهره گیری از ظرفیت احزاب و گروهها به وسیله رییس جمهور فراهم شده و احزاب و گروهها امکان کار با رقیب را در دستور کار قرار دهند، احزاب و شخصیتها در رقابتها و فعالیتهای انتخاباتی، مردم را به مشترکات و منافع ملی رهنمون سازند و موجب افزایش ضریب اطمینان آنان به آینده شوند و از شیطنتهای دشمنان داخلی و خارجی غافل نماند.





