هنگامی که سربازان غیور و گمنام جمهوری اسلامی ایران در مصافی بی بدیل با خنثی کردن مانور رسانه ای و عملیات روانی آمریکا، انگلیس و برخی از کشورهای همراه آنان، عبدالمالک ریگی را دستگیر و تحویل دادگاه عدل الهی دادند، قابل پیش بینی بود که سردرگمی اطلاعاتی برای دشمنان ایران اسلامی غیر قابل تحمل خواهد بود. البته آنها زبان به انکار ارتباط با عناصر تروریستی گشوده و در رسانه های خود بطور پلکانی دستگیری و محاکمه شرور مذکور را محکوم و سپس سعی کردند وانمود کنند که بده بستانی اطلاعاتی و سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا وجود داشته است. از سویی، این کشورها مدعی شدند که هیچ نوعی ارتباطی با گروه تروریستی جند الله ندارند و از این گروه حمایت نمی کنند.
واقعیت انکار ناپذیر این بوده و هست که دشمنان این مرز و بوم (بخوانید آمریکا، انگلیس و همراهان) هرگز مایل نیستند رشد و توسعه، آرامش و امنیت، افتخار و سربلندی و مهمتر از همه، نفوذ روزافزون جمهوری اسلامی ایران را در منطقه و جهان شاهد باشند. هر چه گام های استوار در راه دانش و توسعه و امنیت و دفاع کشور همراه با مدیریتی کوشا و حکیمانه، مستحکم تر پیش برود، گویا تیری بر قلب دشمنی آنان زده شده و تمام تلاش خود را برای مقابله با آن به کار خواهند بست و در این راه سرمایه گذاری نیز می کنند.از این رو بعد از اضمحلال گروهک تروریستی منافقین تمام سعی خود را برای ایجاد گروهکی مشابه در شرق کشور بکار گرفتند و از فرصت های عملیاتی بدست آمده، ترورهای کور متعددی را برای ایجاد رعب و وحشت عمومی و نشان دادن ناامنی رقم زدند.
این واقعیت وقتی روشن تر شد که حمایت های رسانه ای بی نظیر انگلیس و آمریکا از گروهک فوق پرده از اقدامی برنامه ریزی شده برداشت. دستگیری برادران ریگی و اقرار آنها به واقعیت های تلخ، در واقع بیان دیگری از عمق دشمنی غرب با جمهوری اسلامی و روند رو به رشد آن از سوی کشورهای بیگانه و برخی عناصر فریب خورده داخلی بود.
ربایش شهرام امیری به عنوان سناریوی اطلاعاتی دیگری که با همکاری پیچیده و عینی موساد و آمریکا و عوامل منطقه ای آنان صورت پذیرفت، می رفت تا نمایش جدیدی از فرصت طلبی دشمنان این مرز و بوم را به نمایش بگذارد، اما تلاش و برنامه ریزی سربازان اطلاعاتی و سیاسی جمهوری اسلامی در کمال ناباوری ساختار اطلاعاتی دشمنان را در هم ریخت و امیری را پس از حدود چهارده ماه به سلامتی به آغوش گرم خانواده اش بازگرداند. این اقدام جمهوری اسلامی، شوک مجددی را بر سامانه اطلاعاتی آمریکا و هم پیمانانش وارد ساخت که اوج عصبانیت و خشم آنها را نیز به دنبال داشت.
حادثه انفجار مسجد زاهدان بطور یقین ارتباط مستقیمی با تلاش های انجام شده اطلاعاتی و سیاسی جمهوری اسلامی دارد و نشان از عمق و سختی فشارهای وارده بر برنامه های دشمن و بی ثمری تلاش های آنان است. انفجارها و ترورهای کور از قبیل آنچه صورت پذیرفت را هرگز افکار عمومی بر نمی تابد، اما مسأله قابل تأمل اینکه چگونه برخی از سایت ها و رسانه های وابسته به آمریکا، موساد و انگلیس نه تنها اخبار حادثه را سر تیتر و پررنگ منعکس کرده اند، بلکه عکس و نظر تروریست ها را قبل از اقدام تروریستی را نیز منعکس کرده اند. پاسخ این سوال روشن است و آن اینکه، این اقدام، برنامه ریزی شده اما بر اثرعصبانیت آمریکا و انگلیس اتفاق افتاده است.
به نظر می رسد اقداماتی از این دست همواره مورد نظر دشمنان این مرز و بوم بوده و بیم وقوع آن می رود. طبعا هدف دشمن، ایجاد ترس و وحشت و ناامنی و تفرقه است که اتفاقاً واکنش مردم بر خلاف این هدف است و چنانچه بارها دیده شده، چنین اقداماتی صفوف مردم را متحدتر، هوشیاری و ضریب امنیتی آنها را بیشتر و ترس مردم از اقدام کور دشمن را کمتر می کند. در عین حال، لازم است دستگاه های انتظامی و امنیتی و حتی سیاسی ضریب آگاهی و تلاش و هوشیاری خود را افزایش دهند تا خطرات احتمالی ناشی از این اقدامات تروریستی به حداقل ممکن برسد.
واقعیت انکار ناپذیر این بوده و هست که دشمنان این مرز و بوم (بخوانید آمریکا، انگلیس و همراهان) هرگز مایل نیستند رشد و توسعه، آرامش و امنیت، افتخار و سربلندی و مهمتر از همه، نفوذ روزافزون جمهوری اسلامی ایران را در منطقه و جهان شاهد باشند. هر چه گام های استوار در راه دانش و توسعه و امنیت و دفاع کشور همراه با مدیریتی کوشا و حکیمانه، مستحکم تر پیش برود، گویا تیری بر قلب دشمنی آنان زده شده و تمام تلاش خود را برای مقابله با آن به کار خواهند بست و در این راه سرمایه گذاری نیز می کنند.از این رو بعد از اضمحلال گروهک تروریستی منافقین تمام سعی خود را برای ایجاد گروهکی مشابه در شرق کشور بکار گرفتند و از فرصت های عملیاتی بدست آمده، ترورهای کور متعددی را برای ایجاد رعب و وحشت عمومی و نشان دادن ناامنی رقم زدند.
این واقعیت وقتی روشن تر شد که حمایت های رسانه ای بی نظیر انگلیس و آمریکا از گروهک فوق پرده از اقدامی برنامه ریزی شده برداشت. دستگیری برادران ریگی و اقرار آنها به واقعیت های تلخ، در واقع بیان دیگری از عمق دشمنی غرب با جمهوری اسلامی و روند رو به رشد آن از سوی کشورهای بیگانه و برخی عناصر فریب خورده داخلی بود.
ربایش شهرام امیری به عنوان سناریوی اطلاعاتی دیگری که با همکاری پیچیده و عینی موساد و آمریکا و عوامل منطقه ای آنان صورت پذیرفت، می رفت تا نمایش جدیدی از فرصت طلبی دشمنان این مرز و بوم را به نمایش بگذارد، اما تلاش و برنامه ریزی سربازان اطلاعاتی و سیاسی جمهوری اسلامی در کمال ناباوری ساختار اطلاعاتی دشمنان را در هم ریخت و امیری را پس از حدود چهارده ماه به سلامتی به آغوش گرم خانواده اش بازگرداند. این اقدام جمهوری اسلامی، شوک مجددی را بر سامانه اطلاعاتی آمریکا و هم پیمانانش وارد ساخت که اوج عصبانیت و خشم آنها را نیز به دنبال داشت.
حادثه انفجار مسجد زاهدان بطور یقین ارتباط مستقیمی با تلاش های انجام شده اطلاعاتی و سیاسی جمهوری اسلامی دارد و نشان از عمق و سختی فشارهای وارده بر برنامه های دشمن و بی ثمری تلاش های آنان است. انفجارها و ترورهای کور از قبیل آنچه صورت پذیرفت را هرگز افکار عمومی بر نمی تابد، اما مسأله قابل تأمل اینکه چگونه برخی از سایت ها و رسانه های وابسته به آمریکا، موساد و انگلیس نه تنها اخبار حادثه را سر تیتر و پررنگ منعکس کرده اند، بلکه عکس و نظر تروریست ها را قبل از اقدام تروریستی را نیز منعکس کرده اند. پاسخ این سوال روشن است و آن اینکه، این اقدام، برنامه ریزی شده اما بر اثرعصبانیت آمریکا و انگلیس اتفاق افتاده است.
به نظر می رسد اقداماتی از این دست همواره مورد نظر دشمنان این مرز و بوم بوده و بیم وقوع آن می رود. طبعا هدف دشمن، ایجاد ترس و وحشت و ناامنی و تفرقه است که اتفاقاً واکنش مردم بر خلاف این هدف است و چنانچه بارها دیده شده، چنین اقداماتی صفوف مردم را متحدتر، هوشیاری و ضریب امنیتی آنها را بیشتر و ترس مردم از اقدام کور دشمن را کمتر می کند. در عین حال، لازم است دستگاه های انتظامی و امنیتی و حتی سیاسی ضریب آگاهی و تلاش و هوشیاری خود را افزایش دهند تا خطرات احتمالی ناشی از این اقدامات تروریستی به حداقل ممکن برسد.





