موج بیداری کشورهای عربی اسلامی، اروپا و آمریکا را دچار بحران کرده است. همچنین تاثیرات آن بر اقتصاد جهانی، ساختار سیاسی جوامع اروپایی و آمریکایی را مورد تهدید قرار داده است. وضعیت فعلی منطقه خاورمیانه، تاثیرات زیادی را بر بازارهای مالی جهان گذاشته و به خصوص باعث تغییرات فاحشی در بهای نفت و گاز شده است.
از آنجا که جوامع اروپایی دارای منافع و منابع اقتصادی بسیاری در کشورهای عربی اسلامی هستند، موج بیداری، اقتصاد این کشورها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. شواهد و تحولات اخیر در واقع حاکی است که در کشورهای عربی اسلامی، تمدن بزرگ اسلامی در حال شکل گیری است. همزمان با شکل گیری این تمدن، بحرانهای بزرگ اقتصادی در آمریکا و اروپا با تبعات مشهود ادامه دارد و موجب اعتراضات مردم منطقه اتحادیه اروپا و آمریکا نسبت به حاکمان برخی کشورها شده است. پس در شرایط فعلی دو فرآیند بزرگ همزمان با هم در حال وقوع است که یکی شکل گیری و انسجام بیشتر تمدن اسلامی و دیگری سقوط حاکمیت استبدادی کشورهای اروپایی و غربی است.
مردم کشورهای عربی اسلامی با الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران در جهت حفظ و حراست از مواضع خود، در مقابل حکام جبار و ستمگر به پا خاسته و از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. جریانات داخلی آنها تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بسیاری را به لحاظ اقتصادی، فرهنگی، نظامی، امنیتی و سیاسی بر جوامع اروپایی و آمریکایی دارد که در ادامه به برخی از این ابعاد اشاره مختصری خواهد شد.
موج بیداری کشورهای عربی اسلامی منطقه خاورمیانه، اروپا و آمریکا را از طریق عوامل مختلف به لحاظ سیاسی تحت تاثیر قرار داده است که از اهم این عوامل میتوان به تاثیر بر مدیریت کانونهاى بحران بینالمللى، تاثیر بر موقعیت و جایگاه اروپا در معادلات بینالمللى، تأثیرگذارى بر نظام توزیع قدرت بینالمللى و همچنین تاثیر بر شرایط سیاسى و اقتصادى خاورمیانه به عنوان یکى از کلیدىترین مناطق جهان اشاره کرد. در نهایت، موج بیداری در کشورهای عربی اسلامی موجب شده تا تمامی معادلات سیاسی و آینده نگریهای اروپا و آمریکا در مورد خاورمیانه برهم بخورد و یا با شکست مواجه شود. چرا که امروزه خاورمیانه جدید یا خاورمیانه بزرگ تجلی و ظهور مشهودی یافته است.
موج بیداری کشورهای عربی اسلامی با آشکار سازی رفتارها و کنشهای ناعادلانه دول اروپایی و آمریکا طی سالهای گذشته، استثمار، استعمار و استکبار آنها را بیش از پیش برملا کرده اند که به تبع آن مسائل فرهنگی بسیاری در اروپا و آمریکا ایجاد شده است. به گونه ای که امروزه مردم این مناطق احساس می کنند، دیگر نه تنها فرهنگ سیاسی و اجتماعیشان پاسخگوی نیازهای آنها نیست، بلکه موجبات تحقیر آنان را در عرصه جهانی فراهم آورده است. در اصل این همبستگی و پیوستگی جریان اسلامی در منطقه که نشان از دوستی و دین باوری عمیقی دارد، در حال به چالش کشاندن فرهنگ اروپایی و غیراسلامی است و عملا در پی ترویج خدامحوری، اخلاق و عدالت می باشد.
این موج بیداری برای نیروهای اروپایی و آمریکایی که در منطقه خلیج فارس و دریای مدیترانه مستقر هستند، تهدیدی جدی است و معادلات نظامی آنان را در منطقه خاورمیانه بر هم زده و بعید است که باعث ایجاد جنبش و خیزش سازنده ای در جوامع آمریکایی و اروپایی باشد که با ادعای مطالبات جدیدی همراه باشد. تاثیر آن قطعا تغییراتی است که در ساختارهای فکری، سیاسی و فرهنگی مردم اروپا و آمریکا ایجاد خواهد شد. البته بعید نیست که آمریکا و اروپا برای جلوگیری از خیزش داخلی و حفظ کردن منافع نفتی خود در منطقه، چنانچه لازم باشد، اقدام به خشونت و یا حمله نظامی بکنند.
موج بیداری اخیر در کشورهای عربی اسلامی، از طریق تاثیراتی که در حوزه ارتباطات اقتصاد بینالمللی ایجاد کرد، مناسبات و روابط اقتصادی اروپا و آمریکا را نیز دستخوش تغییراتی کرده است. در خلال این وقایع، محدودیتهایی برای این جوامع در بهرهمندی از منابع و امکانات کشورهای عربی اسلامی ایجاد شده که در ساختار اقتصادی آنها تغییرات زیادی را ایجاد کرده است. از آنجا که ساختار سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا به طور مستقیم و غیرمستقیم متاثر از منافع اقتصادی آنان در جوامع عربی اسلامی و به طور کلی منطقه خاورمیانه است، در نتیجه تحت تاثیر شرایط فعلی منطقه، دچار بحران و آسیب شده است.
به طور کلی مسائل خاورمیانه موجب پس لرزههایی در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی شده که نتیجه آن وضعیت نابسامان فعلی آنها است. در خلال بحرانهای فوق، اروپا و آمریکا از هیچ تلاشی در منطقه، جهت آرام کردن و یا تغییر شرایط کشورهای عربی اسلامی در جهت منافع خود، فروگذار نمی کنند و همواره از طریق اجرای سیاستهای مختلف در تلاشند تا مواضع خود را که تصور میکنند کاملا به حق است، تثبیت و تقویت کنند. آنچه مسلم است اینکه مواضع اروپا و آمریکا کذب و دچار بیثباتی است و همین عدم ثبات موجبات شکست پیاپی آنها را فراهم آورده است.
شکست پیاپی اروپا و آمریکا در زمینه سیاستهایی که در جهت تعدیل وضعیت ناآرام کشورهای عربی اسلامی اتخاذ می کنند، باعث شده تا این جوامع مشروعیت خود را بیش از گذشته در عرصه جهانی از دست بدهند و در شرایط کنونی آسیبهای بسیاری را متحمل شوند. به گونهای که جایگاهشان در عرصه بین المللی تنزل یافته و دچار چالش های جدید فراوانی شدهاند. اتحادیه اروپا و آمریکا در آیندهای نزدیک با قدرتی چون اتحادیه بزرگ کشورهای اسلام گرا مواجه خواهند شد و در نهایت سیاستهای ناکام آنها دیگر یارای مواجهه با قدرت چنین اتحادیه ای را نخواهد داشت و برای آنها چاره ای جز تسلیم شدن در برابر خواستههای دنیای اسلام وجود نخواهند داشت.
از آنجا که جوامع اروپایی دارای منافع و منابع اقتصادی بسیاری در کشورهای عربی اسلامی هستند، موج بیداری، اقتصاد این کشورها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. شواهد و تحولات اخیر در واقع حاکی است که در کشورهای عربی اسلامی، تمدن بزرگ اسلامی در حال شکل گیری است. همزمان با شکل گیری این تمدن، بحرانهای بزرگ اقتصادی در آمریکا و اروپا با تبعات مشهود ادامه دارد و موجب اعتراضات مردم منطقه اتحادیه اروپا و آمریکا نسبت به حاکمان برخی کشورها شده است. پس در شرایط فعلی دو فرآیند بزرگ همزمان با هم در حال وقوع است که یکی شکل گیری و انسجام بیشتر تمدن اسلامی و دیگری سقوط حاکمیت استبدادی کشورهای اروپایی و غربی است.
مردم کشورهای عربی اسلامی با الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران در جهت حفظ و حراست از مواضع خود، در مقابل حکام جبار و ستمگر به پا خاسته و از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. جریانات داخلی آنها تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بسیاری را به لحاظ اقتصادی، فرهنگی، نظامی، امنیتی و سیاسی بر جوامع اروپایی و آمریکایی دارد که در ادامه به برخی از این ابعاد اشاره مختصری خواهد شد.
موج بیداری کشورهای عربی اسلامی منطقه خاورمیانه، اروپا و آمریکا را از طریق عوامل مختلف به لحاظ سیاسی تحت تاثیر قرار داده است که از اهم این عوامل میتوان به تاثیر بر مدیریت کانونهاى بحران بینالمللى، تاثیر بر موقعیت و جایگاه اروپا در معادلات بینالمللى، تأثیرگذارى بر نظام توزیع قدرت بینالمللى و همچنین تاثیر بر شرایط سیاسى و اقتصادى خاورمیانه به عنوان یکى از کلیدىترین مناطق جهان اشاره کرد. در نهایت، موج بیداری در کشورهای عربی اسلامی موجب شده تا تمامی معادلات سیاسی و آینده نگریهای اروپا و آمریکا در مورد خاورمیانه برهم بخورد و یا با شکست مواجه شود. چرا که امروزه خاورمیانه جدید یا خاورمیانه بزرگ تجلی و ظهور مشهودی یافته است.
موج بیداری کشورهای عربی اسلامی با آشکار سازی رفتارها و کنشهای ناعادلانه دول اروپایی و آمریکا طی سالهای گذشته، استثمار، استعمار و استکبار آنها را بیش از پیش برملا کرده اند که به تبع آن مسائل فرهنگی بسیاری در اروپا و آمریکا ایجاد شده است. به گونه ای که امروزه مردم این مناطق احساس می کنند، دیگر نه تنها فرهنگ سیاسی و اجتماعیشان پاسخگوی نیازهای آنها نیست، بلکه موجبات تحقیر آنان را در عرصه جهانی فراهم آورده است. در اصل این همبستگی و پیوستگی جریان اسلامی در منطقه که نشان از دوستی و دین باوری عمیقی دارد، در حال به چالش کشاندن فرهنگ اروپایی و غیراسلامی است و عملا در پی ترویج خدامحوری، اخلاق و عدالت می باشد.
این موج بیداری برای نیروهای اروپایی و آمریکایی که در منطقه خلیج فارس و دریای مدیترانه مستقر هستند، تهدیدی جدی است و معادلات نظامی آنان را در منطقه خاورمیانه بر هم زده و بعید است که باعث ایجاد جنبش و خیزش سازنده ای در جوامع آمریکایی و اروپایی باشد که با ادعای مطالبات جدیدی همراه باشد. تاثیر آن قطعا تغییراتی است که در ساختارهای فکری، سیاسی و فرهنگی مردم اروپا و آمریکا ایجاد خواهد شد. البته بعید نیست که آمریکا و اروپا برای جلوگیری از خیزش داخلی و حفظ کردن منافع نفتی خود در منطقه، چنانچه لازم باشد، اقدام به خشونت و یا حمله نظامی بکنند.
موج بیداری اخیر در کشورهای عربی اسلامی، از طریق تاثیراتی که در حوزه ارتباطات اقتصاد بینالمللی ایجاد کرد، مناسبات و روابط اقتصادی اروپا و آمریکا را نیز دستخوش تغییراتی کرده است. در خلال این وقایع، محدودیتهایی برای این جوامع در بهرهمندی از منابع و امکانات کشورهای عربی اسلامی ایجاد شده که در ساختار اقتصادی آنها تغییرات زیادی را ایجاد کرده است. از آنجا که ساختار سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا به طور مستقیم و غیرمستقیم متاثر از منافع اقتصادی آنان در جوامع عربی اسلامی و به طور کلی منطقه خاورمیانه است، در نتیجه تحت تاثیر شرایط فعلی منطقه، دچار بحران و آسیب شده است.
به طور کلی مسائل خاورمیانه موجب پس لرزههایی در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی شده که نتیجه آن وضعیت نابسامان فعلی آنها است. در خلال بحرانهای فوق، اروپا و آمریکا از هیچ تلاشی در منطقه، جهت آرام کردن و یا تغییر شرایط کشورهای عربی اسلامی در جهت منافع خود، فروگذار نمی کنند و همواره از طریق اجرای سیاستهای مختلف در تلاشند تا مواضع خود را که تصور میکنند کاملا به حق است، تثبیت و تقویت کنند. آنچه مسلم است اینکه مواضع اروپا و آمریکا کذب و دچار بیثباتی است و همین عدم ثبات موجبات شکست پیاپی آنها را فراهم آورده است.
شکست پیاپی اروپا و آمریکا در زمینه سیاستهایی که در جهت تعدیل وضعیت ناآرام کشورهای عربی اسلامی اتخاذ می کنند، باعث شده تا این جوامع مشروعیت خود را بیش از گذشته در عرصه جهانی از دست بدهند و در شرایط کنونی آسیبهای بسیاری را متحمل شوند. به گونهای که جایگاهشان در عرصه بین المللی تنزل یافته و دچار چالش های جدید فراوانی شدهاند. اتحادیه اروپا و آمریکا در آیندهای نزدیک با قدرتی چون اتحادیه بزرگ کشورهای اسلام گرا مواجه خواهند شد و در نهایت سیاستهای ناکام آنها دیگر یارای مواجهه با قدرت چنین اتحادیه ای را نخواهد داشت و برای آنها چاره ای جز تسلیم شدن در برابر خواستههای دنیای اسلام وجود نخواهند داشت.





